ابن حجر عسقلانى ، موضوع جبران را طور ديگر نقل كرده و منافات ندارد كه هر دو صحيح باشد . وى مىگويد : پيامبر در يكى از روزهاى بيمارى خود در حالى كه اطراف بستر او را ياران احاطه كرده بودند ، رو به آنها نمود و فرمود : مردم ! اجل من فرا رسيده و به همين زودى از ميان شما مىروم . آگاه باشيد ، در ميان شما كتاب خدا و عترت و اهل بيت خود را ترك مىگويم . سپس دست على را گرفت و بالا برد و فرمود :
هذا عليّ مع القرآن و القرآن مع عليّ لا يفترقان ؛ « 1 » على با قرآن است ، و قرآن با على همراه است ، هرگز ميان اين دو ، تا روز رستاخيز جدايى نيست .
با اينكه پيامبر ، پيش از بيمارى خود ، در مواقع مختلفى « 2 » حديث ثقلين را به الفاظ گوناگونى بيان نموده و توجه مردم را به اهميت اين دو ثقل جلب كرده بود ، ولى از اينكه در بستر بيمارى بار ديگر به همبستگى كتاب و عترت توجه فرمود و در حضور همان افرادى كه با نوشتن نامهء وى مخالفت ورزيده بودند ، اهميت كتاب و عترت را يادآور گرديد ؛ مىتوان حدس زد كه هدف از تكرار آن جبران نامهاى بود كه موفق به نوشتن آن نگرديد .
تقسيم دينارها
روش پيامبر درباره « بيت المال » اين بود كه در نخستين فرصت مناسب ، آن را در ميان طبقهء مستمند قسمت مىكرد و از نگهدارى طولانى بيت المال ابا مىورزيد . از
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقة ، باب 9 از ص 57 و كشف الغمة ، ص 43 .
( 2 ) . حديث ثقلين ، از روايات مورد اتفاق جامعهء محدثان از اهل تسنن و شيعه مىباشد . اين حديث به بيش از شصت طريق از صحابهء پيامبر اكرم نقل گرديده است . ابن حجر عسقلانى ، در الصواعق المحرقة ص 136 مىنويسد : پيامبر توجه مردم را به همبستگى كتاب و عترت در موارد مختلفى در روز عرفه ، روز غدير ، پس از بازگشت از طائف و حتى در بستر بيمارى جلب نموده است .
مرحوم مير حامد حسين هندى ، قسمتى از كتاب خود را به بيان اسناد و دلالت حديث ثقلين اختصاص داده است و مجموع آنها اخيرا در شش جلد در اصفهان چاپ شده است .
از طرف مؤسسهء دار التقريب مصر ، در سال 1374 ، رسالهاى پيرامون اين حديث انتشار يافته ؛ در آن رساله اهميت اين حديث از نظر اسناد ، و عنايت محدثان در تمام قرون اسلامى به نقل آن ، به طور اجمال بيان شده است .