تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
گفتار خليفه به منظور حفظ مقام و موقعيت او بوده كه مبادا آيندگان از شنيدن جملهء توهين‌آميز وى ، به او بدبين شوند . از اين نظر ، هنگامى كه ابو بكر جوهرى ، مؤلف كتاب السقيفه ، در كتاب خود به اين جريان مىرسد ، در نقل گفتار عمر چنين مىگويد : و قال عمر كلمة معناها أنّ الوجع قد غلب على رسول اللّه ؛ عمر سخنى گفت كه مفاد آن اين است كه بيمارى بر پيامبر پيروز گرديده است . « 1 » ولى برخى از آنان هنگامى كه مىخواهند متن عبارت خليفه را نقل كنند ، براى حفظ مقام او از تصريح به نام وى خوددارى كرده و همين مقدار مىنويسند : فقالوا : هجر رسول اللّه . « 2 » به طور مسلم چنين جملهء زشت و زننده‌اى از هر شخصيتى سر بزند ، هرگز قابل عفو و بخشش نيست ، زيرا پيامبر به تصريح قرآن از هر نوع اشتباه و خطا مصون بوده و جز از طريق وحى سخنى نمىگويد . اختلاف صحابه در حضور پيامبر معصوم ، آنچنان زننده و ناراحت‌كننده بود كه برخى از همسران رسول خدا كه در پشت پرده بودند ، به لحن اعتراض گفتند : چرا از دستور پيامبر سرپيچى مىكنيد ، خليفه براى ساكت نمودن آنان پاسخ داد كه شما زنان ياران يوسف هستيد . هر موقع پيامبر بيمار شود ، ديدگان خود را براى او مىفشريد و وقتى بهبودى پيدا كرد بر او مسلط مىگرديد . « 3 » گروهى از متعصبان ، در ظاهر براى مخالفت خليفه پوزش‌هايى تراشيده‌اند ، « 4 » ولى از نظر منطق او را تخطئه و گفتار او را « حسبنا كتاب اللّه ؛ قرآن ما را كافى است » بىاساس
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 20 . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 14 و مسند احمد ، ج 1 ، ص 355 . ( 3 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 138 و الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 244 . ( 4 ) . مرحوم علامهء مجاهد شرف الدين ، در كتاب المراجعات ، همه اين پوزش‌ها را آورده و به طرز جالبى رد كرده است .