يا 27 ماه ذى الحجّه است .
به نظر نگارنده ، اين نظريات دربارهء سال و روز مباهله ، با ديگر منقولات تاريخى - كه تا حدى مورد اطمينان و قسمتى از آنها قطعى است - به دلايل زير تطبيق نمىكند :
1 . در ذيل صلحنامهاى كه پيامبر به اسقف نجران نوشته است ، چنين آمده است :
و إن أبيتم فالجزية ؛ اگر از گرايش به آيين توحيد سرباز زنيد ، بايد جزيه بپردازيد .
لفظ « جزيه » در قرآن ، در سورهء « توبه » وارد شده و ظاهر اين است كه پيامبر به پيروى از آن ، اين جمله را در نامهء خود وارد كرده است و سورهء توبه ، كمى قبل از جنگ تبوك فرود آمده است و جنگ تبوك پس از ماه رجب از سال نهم رخ داده است .
بنابراين بعيد است كه رسول گرامى نامهاى به مردم نجران بنويسد و آنان پاسخ آن را يك سال و نيم ديگر با اعزام هيئتى بدهند . اين واقعه تاريخى حاكى از آن است كه اين جريان در سال دهم از هجرت انجام گرفته است .
2 . سيرهنويسان به اتفاق مىگويند : پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، على عليه السّلام را براى داورى و آموزش احكام به سرزمين يمن اعزام كرد و على عليه السّلام مدتى در آنجا براى انجام وظايف اقامت گزيد . وقتى آگاه شد كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم براى اداى مناسك حج رهسپار مكه شده است ، او نيز در رأس گروهى عازم مكه شد و به حضور پيامبر رسيد و هزار دست پارچهاى كه از مردم « نجران » به عنوان جزيه دريافت كرده بود ، تحويل پيامبر داد . « 1 »
اين بخش تاريخى مىرساند كه جريان مباهله و نگارش صلحنامه ، به طور قطع مربوط به سال دهم هجرت نبوده است .
زيرا مردم نجران در آن صلحنامه تعهد كرده بودند كه در هر سال ، دو هزار دست لباس ( البته به صورت پارچه و اندوخته ) در اختيار رسول گرامى بگذارند و يك هزار از آن را در ماه رجب و بقيه را در ماه صفر بپردازند . « 2 »
بديهى است اگر صلحنامه در ماه ذى الحجّه نگارش يافته ، به ناچار بايد گفت كه
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 602 - 603 و شيخ مفيد ، الارشاد ، ص 89 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 358 و مفيد ، همان ، ص 87 .