« ضرار » خواند كه براى دستهبندىهاى سياسى و ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان ساخته شده بود . « 1 »
پيامبر دستور داد كه ساختمان مسجد « ضرار » را با خاك يكسان كنند و تيرهاى آنجا را بسوزانند و براى مدتى مركز زباله باشد . « 2 »
ويران كردن مسجد « ضرار » ضربهء شكنندهاى بود كه بر فرق حزب نفاق وارد شد .
از آن به بعد ، رشتهء حزب از هم گسست و يگانه حامى آنان « عبد اللّه بن ابى » دو ماه پس از جنگ تبوك درگذشت .
تبوك ، آخرين غزوهء اسلامى بود كه پيامبر در آن شركت داشت . وى ، پس از آن در هيچ نبردى شركت نكرد .
هيئت نمايندگى ثقيف در مدينه
غزوهء تبوك ، با مصايب و مشكلات زيادى به پايان رسيد و مجاهدان اسلام با تن خسته به مدينه بازگشتند . سربازان در طول راه به دشمنى برنخوردند و غنيمتى به چنگ نياوردند . از اين نظر ، گروهى سادهدل اين لشكركشى را بيهوده خواندند ، ولى آنان از نتايج نامرئى آن آگاه نبودند ، چيزى نگذشت كه نتايج آن روشن گرديد و سرسختترين تيرههاى عرب - كه به هيچ قيمت حاضر نبودند از در اطاعت وارد شوند و اسلام بياورند - نمايندگانى خدمت پيامبر فرستاده ، آمادگى خود را براى پذيرفتن اسلام اعلام كردند و نيز دربهاى دژهاى نيرومند خود را به روى مسلمانان گشودند تا بتهاى آنان را بشكنند و پرچم توحيد را بر جايگاه آنها نصب كنند .
اصولا گروه سطحى و نزديك بين ، همواره به نتايج مرئى و به اصطلاح « مشت پر كن » اهميت مىدهند ؛ مثلا اگر سربازان اسلام در طى اين مسافت با دشمنى رو به رو مىشدند و او را از سر راه برداشته ، اموال او را ضبط مىكردند ، مىگفتند كه
هامش
( 1 ) . دربارهء مسجد ضرار آياتى نازل گرديد : توبه ( 9 ) آيههاى 107 - 110 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 530 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 253 .