تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
آغاز نمود . پيامبر از نقشه‌هاى تخريبى وى آگاه گرديد و خواست او را دست‌گير كند . او از مدينه به مكه و از آنجا به طائف و پس از سقوط طائف به شام گريخت . وى از آنجا شبكهء جاسوسى حزب منافقان را رهبرى كرد . او در يكى از نامه‌هاى خود به دوستانش چنين نوشت : در دهكدهء قبا مسجدى در برابر مسلمانان بسازيد و در مواقع نماز در آنجا گرد آييد . به بهانهء اداى فريضه ، دربارهء موضوعات مربوط به اسلام و مسلمانان و نحوهء اجراى نقشه‌هاى حزبى به بحث و گفت‌وگو بپردازيد . « ابو عامر » بسان دشمنان امروز اسلام ، احساس كرده بود كه در كشورى كه دين رواج كامل دارد ، بهترين وسيله براى هدم و قلع آن ، همان استفاده از نام دين است و از نام دين بيش از هر عامل ديگر مىتوان بر ضرر آن استفاده كرد . او مىدانست كه پيامبر به هيچ عنوانى به حزب منافق اجازه نخواهد دارد ، مركزى براى خود بسازند ؛ مگر در صورتى كه به آن مركز رنگ مذهبى بدهند و تحت عنوان مسجد و ساختن معبد ، محفلى براى خود بسازند . هنگامى كه پيامبر عازم تبوك بود ، نمايندگان حزب نفاق خدمت پيامبر رسيدند و به بهانهء اينكه پيران و بيماران آنان در شب‌هاى تار و بارانى ، نمىتوانند مسافت ميان خانه‌ها و مسجد « قبا » را طى كنند ، از او خواستند كه اجازه دهد آنان در محلهء خود مسجدى بسازند . پيامبر در تأييد و ردّ پرسش آنان پاسخى نگفت و تصميم نهايى را پس از مراجعت از سفر موكول كرد . « 1 » حزب نفاق در غياب پيامبر ، محلى را در نظر گرفتند و با شتاب هرچه تمام‌تر ، ساختمان آن را به نام مسجد به پايان رسانيدند . روزى كه پيامبر به مدينه بازگشت ، از حضرتش خواستند كه اين پرستش‌گاه را با خواندن چند ركعت نماز بگشايد . در اين لحظه ، فرشتهء وحى نازل گرديد و پيامبر را از جريان آگاه ساخت و آنجا را مسجد
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 3 ، ص 1046 .