تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
همسرش گفت : اكنون هنگام عبور كاروان سپرى شده است ، ابو ذر گفت : تو مراقب راه باش . به خدا سوگند نه دروغ مىگويم و نه دروغ شنيده‌ام . اين را گفت و مرغ روحش به سوى فردوس برين بال و پر گشود . « 1 » ابو ذر راست گفته بود . كاروانى از مسلمانان به سرعت پيش مىآمدند كه در ميان آن ، شخصيت‌هاى بزرگى مانند : « عبد اللّه بن مسعود » ، « حجر بن عدى » و « مالك اشتر » بودند . « عبد اللّه » از دور منظرهء عجيبى ديد كه پيكر بىجانى در كنار راه افتاده بود و نزديك آن يك زن و يك پسر بچه هر دو مىگريستند . « عبد اللّه » لجام مركب را به سوى آن دو نفر پيچاند . كاروانيان هم دنبال او روانه شدند . عبد اللّه تا به آن جسد نگاه كرد ، چشمش به صورت دوست و برادر در اسلامىاش - ابو ذر - افتاد ! چشمانش پر از اشك شد . بالاى پيكر پاك ابو ذر ايستاد و با يادآورى پيش گويى پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم در جنگ تبوك ، گفت : پيامبر اسلام راست فرمود كه تو تنها مىروى و تنها مىميرى و تنها از گور برانگيخته مىشوى ! « 2 » آن‌گاه « عبد اللّه بن مسعود » بر جسدش نماز گزارد « 3 » سپس او را به خاك سپردند . هنگامى كه از دفن او فارغ شدند ، مالك اشتر در كنار قبرش ايستاد و چنين گفت : پروردگارا ! اين ابو ذر ، يار پيامبر است كه عمرى تو را پرستيد و در راه تو با مشركان جنگيد و هرگز در پيروى از آيين حق ، تغيير روش و مسير نداد ، لكن چون با زبان و قلب
هامش
( 1 ) . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 302 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 223 و حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 302 . ( 2 ) . مورخان ، جزئيات مرگ و دفن ابو ذر را مختلف نقل كرده‌اند . از بعضى متون تاريخى برمىآيد كه هنگام رسيدن كاروان ، هنوز ابو ذر زنده بود و آنان با او به گفت‌وگو پرداختند . ولى برخى ديگر مىگويند : هنگام رسيدن كاروان ، ابو ذر از دنيا رفته بود . و نيز به گفتهء بعضى ، پيكر ابو ذر به وسيلهء همسر و فرزندش به كنار راه حمل شده بود ، و به گفتهء برخى ديگر ، آن دو ، كنار جاده نشستند كاروانيان را به محل جسد راهنمايى كردند . « در اين زمينه ر . ك : الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 34 - 232 و الدرجات الرفيعه ، ص 53 » . ( 3 ) . به گفتهء برخى ، مالك اشتر بر او نماز خواند .