بسيار مفيد بود ، زيرا دو نفر از قبيلهء « بنى ساعده » بىانضباطى كرده و نيمهء شب از استراحتگاه خود ، تنها بيرون رفتند : شدت طوفان يكى را خفه كرد و ديگرى را به سينهء كوهى پرتاب نمود . پيامبر از جريان آگاه شد و از نافرمانى آنان و كشته شدنشان سخت ناراحت شد و بار ديگر سربازان را به انضباط دعوت نمود . « 1 »
« عباد بن بشير » كه در رأس گروهى حفاظت ارتش اسلام را بر عهده داشت به پيامبر گزارش داد كه سربازان اسلام در مضيقهء بىآبى قرار گرفتهاند و نزديك است كه تمام ذخاير آبى به آخر برسد . از اين رو ، گروهى با كشتن شتران گرانقيمت از آبهاى داخل شكم آنها استفاده كرده و برخى تن به قضا داده و با دل سوزان در انتظار فرج الهى نشسته بودند .
خدايى كه نويد نصرت و پيروزى به پيامبر خود داده بود ، بار ديگر به وى و ياران با وفايش كمك كرد . باران سيلآسايى باريد و همه را سيراب كرد و مأموران ذخاير و ارتش هرچه مىخواستند آب برداشتند .
آگاهى پيامبر از پشت پرده
جاى گفتوگو نيست كه پيامبر به تصريح قرآن مجيد ، « 2 » مىتوانست از غيب خبر داده و اسرار پشت پرده را كه بر نوع مردم مخفى و پنهان است فاش و آشكار سازد ، ولى حدود علم پيامبر محدود بود ، و به تعليم خدا نيازمند است . از اين رو ، ممكن است از سادهترين موضوع اطلاعى نداشته باشد ؛ مثلا كليد خانه و يا پولى را گم كند و جاى آن را نداند ، اما گاهى از غامضترين و پيچيدهترين مسائل غيبى خبر دهد و عقلهاى عالميان را متحير سازد . علت اين نشيب و فراز ، همان است كه گفته شد .
هرگاه ارادهء الهى تعلق گيرد ، او مىتواند از جهان غيب و از پشت پرده خبر دهد و در
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 152 .
( 2 ) . جن ( 72 ) آيهء 27 :عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ؛ غيب خود را به كسى جز پيامبر ابراز نمىكند .