از احترام فوق العادهاى كه به تمام افراد بشر قايل است ، دريافتم كه او فرد عادى و فرمان روايى معمولى نيست .
در اين لحظه ، پيامبر رو به من كرد و از خصوصيات زندگى من به طور دقيق خبر داد و گفت : آيا تو از نظر آيين « ركوسى » « 1 » نبودى ؟ گفتم : بلى . فرمود : چرا يك چهارم درآمد قوم خود را به خود اختصاص داده بودى ، آيا آيين تو اين كار را به تو اجازه مىداد ؟ گفتم : نه . من از گزارشهاى غيبى وى مطمئن شدم كه او فرستادهء خدا است . هنوز در اين انديشه بودم كه با سخن سوم او رو به رو شدم ؛ فرمود : فقر و تهى دست بودن مسلمانان ، مانع از پذيرفتن اسلام تو نگردد ، زيرا روزى فرا مىرسد كه ثروت جهان به جانب آنها سرازير شده و كسى پيدا نمىشود كه آنها را جمع و ضبط كند .
اگر فزونى دشمن و كمى مسلمانان ، مانع از ايمان آوردن شما مىگردد ، به خدا سوگند ! روزى فرا مىرسد كه بر اثر گسترش اسلام و فزونى مسلمانان ، زنان بىكسى از « قادسيه » به زيارت خانهء خدا مىآيند و كسى متعرض آنان نمىشود . اگر امروز مىبينى كه قدرت و نفوذ در اختيار ديگران است ، من به تو قول مىدهم روزى فرا رسد كه نيروهاى اسلام تمام اين كاخهاى كسرى را تصرف كرده و « بابل » را به روى خود بگشايند .
عدى مىگويد : من زنده ماندم و ديدم كه در پرتو امنيت اسلام ، زنان بىكس از دورترين نقاط به زيارت خانهء خدا مىآمدند و كسى متعرض آنان نمىشد . ديدم كه كشور بابل فتح شد و مسلمانان تخت و تاج كسرى را تصاحب كردند . اميدوارم كه سومى را نيز ببينم ، يعنى ثروت جهان رو به مدينه بگذارد و كسى رغبت به جمع و ضبط آن پيدا نكند . « 2 »
هامش
( 1 ) . آيينى است كه حد وسط ميان مسيحيت و صابئى .
( 2 ) . واقدى ، المغازى ، ج 3 ، ص 988 - 989 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 578 - 581 و الدرجات الرفيعة فى طبقات الشيعة الإمامية ، ص 352 - 354 .