مسلمانان بيش از حد بيمناك بود .
روم آن روز ، تنها حريف زورمند ايران بود و عظيمترين نيروى نظامى را در اختيار داشت و از پيروزىهايى كه در نبرد با ايران به دست آورده بود بسيار مغرور بود .
ارتش روم ، مركب از چهل هزار سواره نظام و پياده نظام ، مجهز به آخرين نمونه از سلاح زمان ، در نوار مرزى شام مستقر گرديدند و قبايل مرزنشين مانند قبيلههاى :
« لخم » ، « عامله » ، « غسان » و « جذام » به آنان پيوسته و پيشرزمان سپاه تا « بلقاء » پيش روى كردند . « 1 »
كاروانهايى كه در مسير حجاز و شام به بازرگانى مىپرداختند ، استقرار گروهى از سربازان روم در نوار مرزى شام را به گوش پيامبر رساندند . پيامبر چارهاى جز اين نديد كه با لشكرى عظيم پاسخ تجاوزكاران را بدهد و آيينى را كه به قيمت خون عزيزان اسلام و فداكاريهاى شخص وى استقرار يافته و مىرود كه در سراسر جهان انتشار يابد ؛ از ضربههاى غافلگيرانهء دشمن حفظ كند .
اين خبر ناگوار ، موقعى رسيد كه مردم مدينه و اطراف آن ، هنوز محصول خود را جمع نكرده بودند . خرماها در حال رسيدن بود نوعى قحطى بر مدينه و اطراف آن سايه افكنده بود ، ولى براى مردان خدا ، زندگى معنوى و حفظ اهداف عالى و جهاد در راه خدا بر همه چيز مقدم است .
گردآورى رزمندگان و تأمين هزينهء جنگ
پيامبر از استعداد دشمن و ورزيدگى آنان ، به طور اجمال آگاه بود . از اين رو مطمئن بود كه پيروزى در اين جنگ علاوه بر سرمايهء معنوى ( ايمان به خدا و جنگ براى رضاى خدا ) به نيروى عظيمى نيازمند است . او براى همين منظور ، افرادى را به
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 165 .