نوع مظاهر بتپرستى را از بين ببرد و اگر گروهى در اين راه مقاومت كردند ، مقاومتشان را با قدرت نظامى درهم شكند .
تفوق نظامى اسلام ، به پيامبر فرصت داد كه با اعزام گروههايى به اطراف حجاز ، كليهء بت خانهها را ويران سازد و در منطقهء حجاز بتى باقى نگذارد .
على در سرزمين قبيلهء طىّ
پيامبر از قبل ، قبيلهء مطلع بود كه در ميان قبيلهء « طى » بت بزرگى است كه گروهى آن را مىپرستند . به همين دليل ، افسر خردمند و ورزيدهء خود را با 150 سوارهنظام مأمور تخريب بتخانه و شكستن بت قبيله كرد . فرماندهء گردان دريافت كه قبيلهء مزبور در برابر عمليات سربازان اسلام مقاومت خواهند كرد و كار بدون جنگ فيصله نخواهد يافت . از اين رو ، سحرگاهان بر محلى كه بت در آنجا قرار داشت ، حمله برد و با موفقيت كامل گروهى از دستهء مقاوم را دستگير كرد و جزء غنايم جنگى به مدينه برد . « عدى بن حاتم » - كه بعدها در رديف مسلمانان مبارز و مجاهد درآمد و رياست آن منطقه را پس از پدر جوانمردش ، « حاتم » بر عهده داشت - فرار خود را چنين شرح مىدهد :
من پيش از آنكه آيين اسلام را اختيار كنم ، يك فرد مسيحى بودم و بر اثر تبليغات سوئى كه دربارهء پيامبر انجام گرفته بود ، كينهء وى را در دل داشتم . از پيروزىهاى بزرگ وى در سرزمين حجاز بىاطلاع نبودم و مطمئن بودم كه روزى موج اين قدرت به سرزمين « طى » - كه رياست آنجا را داشتم - خواهد رسيد . از اين رو ، براى اينكه دست از آيين خود برندارم به دست سربازان اسلام دستگير نشوم ، به غلامان خود دستور داده بودم كه شتران تندرو و رهوار مرا ، آمادهء حركت سازند كه هر موقع خطرى پيش آيد ، فورا با وسايل آماده به حركت ، راه شام را در پيش گيرم و از قلمرو قدرت مسلمانان خارج شوم .
براى اينكه غافلگير نشوم ، ديدبانانى را بر سر راهها گماشته بودم كه هر موقع گرد و