اعزامى كرد به افرادى دستور مىداد تا اوضاع زندگى و نحوهء معاشرت او را تحت مراقبت بگيرند و رفتار و كردارش را به امام گزارش دهند . على عليه السّلام در نامههاى توبيخى كه به استانداران نوشته « 1 » ، به اين موضوع اشاره نموده است .
پيامبر گرامى در سال دوم هجرت ، هشتاد نفر از مهاجران را به فرماندهى « عبد اللّه جحش » مأمور كه در نقطهاى فرود آيند و او را از حركات و توطئههاى قريش آگاه سازند .
اگر پيامبر در جنگ « احد » غافلگير نشد و پيش از ورود دشمن ، قواى خود را در بيرون مدينه متمركز ساخت و يا در جنگ احزاب ، پيش از رسيدن سپاه عرب ، خندقى هولناك پيش پاى دشمن پديد آورد ، همه و همه روى اطلاعات دقيقى بود كه مأموران مسلمان و دلآگاه پيامبر ، در اختيارش مىگذاشتند و از اين راه ، به يكى از وظايف مذهبى خود در حفظ آيين توحيد از خطر سقوط ، عمل مىكردند . اين شيوهء خردمندانهء پيامبر ، سرمشق بزرگى براى مسلمانان است . روى اين اصل ، بايد رهبران بزرگ اسلام از هر گونه توطئه كه بر ضد اسلام در دل كشورهاى اسلامى و يا زواياى جهان انجام مىگيرد ، دقيقا آگاه شوند و جرقهها را پيش از شعلهور شدن خاموش سازند و از همان راهى كه پيامبر بزرگ اسلام رفته و به مقصد رسيده ، بروند و نتيجهء مطلوب را به دست آورند و اين كار در اين زمان بدون تجهيزات كافى عملى نيست .
در غزوهء « ذات السلاسل » از طريق كسب اطلاعات دقيق از توطئه دشمن ، فتنهء گستردهاى خاموش شد . اگر پيامبر اين راه را به روى خود مىبست ، با زيانهاى غير قابل جبران رو به رو مىشد .
در اين جنگ مأموران پيامبر گزارش دادند كه در سرزمينى به نام « وادى يابس » هزاران نفر با يكديگر همپيمان شدهاند كه با تمام قوا در كوبيدن اسلام بكوشند : يا در اين راه كشته شوند و يا محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و افسر دلاور و فاتح او على عليه السّلام را از پاى درآورند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، بخش نامهها ، نامههاى 33 و 45 . مسألهء نظام « تجسس » و كسب اطلاعات در حكومت اسلامى به صورت گسترده در كتاب مبانى حكومت اسلامى ، ج 2 نوشته شده است .