على بن ابراهيم قمى ، در تفسير خود مىنويسد : پيك وحى ، پيامبر را از توطئه آنان آگاه ساخت . « 1 » اما دانشمند محقق جهان تشيع ، مرحوم « شيخ مفيد » مىگويد : يكى از مسلمانان چنين گزارشى به پيامبر داد و محل توطئه را « وادى الرمل » معرفى كرد « 2 » و نيز افزود كه قبايل مزبور تصميم گرفتهاند : شبانه به مدينه حمله كنند و كار را يكسره سازند . « 3 »
پيامبر لازم ديد مسلمانان را از اين خطر بزرگ آگاه كند . در آن روز ، رمز گرد آمدن مردم براى نماز و يا شنيدن مطلب لازم جملهء : « الصلاة جامعة » بود از اين رو منادى به دستور پيامبر در نقطهء مرتفعى از بام مسجد قرار گرفت و جملهء مزبور را با صدايى رسا بازگو كرد . چيزى نگذشت كه مسلمانان در مسجد گرد آمدند و پيامبر بالاى منبر قرار گرفت . وى در ضمن بيانات خود چنين فرمود : دشمنان خدا در كمين شما نشستهاند و تصميم گرفتهاند كه با حملهء شبانه ، شما را غافلگير سازند ، گروهى بايد براى دفع اين فتنه قيام كنند . در اين لحظه ، دستهاى براى اين كار معين گرديدند و فرماندهى لشكر به « ابى بكر » واگذار شد . او با ستون مخصوصى به جانب قبيلهء « بنى سليم » رهسپار گرديد . مسافتى را كه سربازان اسلام طى كردند ، سنگلاخ عجيبى بود و قبيلهء مزبور در ميان درّهء بسيار وسيعى زندگى مىكردند . وقتى كه سربازان اسلام خواستند به دره سرازير شوند ، با مقاومت « بنى سليم » روبهرو شدند و فرمانده سپاه چارهاى جز اين نديد كه از همان راهى كه آمده بود بازگردد . « 4 »
على بن ابراهيم مىنويسد : وقتى سران قوم به ابى بكر گفتند منظور از اين لشكركشى چيست ؟ وى در پاسخ آنها گفت : من از طرف پيامبر مأمورم اسلام را بر شما عرضه بدارم و اگر از پذيرفتن آن سربرتافتيد با شما نبرد كنم . در اين لحظه سران
هامش
( 1 ) . تفسير على بن ابراهيم ، ج 2 ، ص 434 ، سوره عاديات .
( 2 ) . احتمال دارد « وادى الرمل » ( بيابان شنزار ) ، همان « وادى يابس » ( بيابان خشك ) باشد .
( 3 ) . شيخ مفيد ، الارشاد ، ص 86 .
( 4 ) . همان ، ص 84 .