با اينكه عمل فرمانده جديد ، يك تاكتيك خردمندانهاى بود ، از آنجا كه اين كار با احساسات افتخار آفرين مسلمانان و شهامت ذاتى و اصيل آنان تطبيق نمىكرد ، عقبنشينى آنان در نظر مسلمانان جلوهء خوبى نداشت و يك كار زيبا تلقى نگرديد . لذا استقبال از آنان با شعارهاى زنندهاى ماند : اى فراريان ! چرا از جهاد فرار كرديد ؟ و با ريختن و پاشيدن خاك بر سر و صورت سربازان انجام گرفت . رفتار مسلمانان با اين گروه آنچنان خشونتآميز بود كه بسيارى از شخصيتهايى كه در جنگ شركت كرده بودند ، ناچار شدند مدتى در خانه بنشينند و در انظار ظاهر نشوند و اگر بيرون مىآمدند ، مردم با انگشت خود به آنها اشاره كرده مىگفتند : او از كسانى است كه از جهاد فرار كرده است . « 1 »
عكس العمل مسلمانان در برابر عقبنشينى خردمندانه سربازان اسلام ، حاكى از روح شهامت و مجاهدتى است كه ايمان به خدا و روز رستاخيز در آنها پديد آورده بود ؛ به گونهاى كه كشته شدن در راه خدا را بر چنين عقبنشينى ترجيح مىدادند .
افسانه به جاى تاريخ
از آنجا كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام در ميان مسلمانان لقب « اسد اللّه » را دارد ، برخى خواستهاند در برابر او سردارى بتراشند و به او لقب « سيف اللّه » بدهند و اين كسى جز خالد بن وليد نخواهد بود . از اين نظر مىگويند پيامبر به وى ، پس از بازگشت از جنگ « موته » لقب « سيف اللّه » داد .
اگر پيامبر به مناسبت ديگرى به وى لقب مزبور را مىبخشيد ، جاى گفتوگو نبود ، اما اوضاع و احوال پس از بازگشت از نبرد « موته » ايجاب نمىكرد كه پيامبر به او چنين لقبى را ببخشد . آيا كسى كه در رأس گروهى قرار مىگيرد كه مسلمانان به آنان لقب « فراريان » مىدهند و از آنها با پاشيدن خاك به سر و صورتشان استقبال مىكنند ،
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 382 - 383 و سيرهء حلبى ، ج 2 ، ص 79 .