تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
شايسته است كه پيامبر به او لقبى مانند سيف « سيف اللّه » بدهد ؟ اگر او در نبردهاى ديگر ، مظهر كامل سيف اللهى باشد ، در اين نبرد مظهر چنين لقبى نبود و جز يك تدبير نظامى قابل تحسين از وى چيزى سر نزد و گرنه به او و زيردستانش لقب « فراريان » نمىدادند . ابن سعد مىنويسد : « موقع عقب‌نشينى ، گروهى از سربازان روم ، سربازان اسلام را تعقيب كرده و دسته‌اى را به قتل رسانيدند » . « 1 » سازندگان افسانهء لقب « سيف اللّه » براى تحكيم مطلب خود اين جمله را نيز افزوده‌اند : « موقعى كه خالد به مقام فرماندهى رسيد ، دستور حمله داد و خود نيز شجاعانه حمله كرد و نه شمشير در دست او شكست و تنها يك سپر در دستش باقى ماند » . سازندهء اين دروغ ديگر غفلت كرده كه اگر خالد و سربازانش در صحنهء نبرد ، چنين هنرنمايى را از خود نشان داده بودند ، چرا مردم مدينه به آنان لقب « فراريان » دادند و چرا با افشاندن خاك از آنان استقبال كردند . در اين صورت ، لازم بود با كشتن گوسفند و افشاندن عطر و گلاب از آنان استقبال كنند .

پيامبر در مرگ جعفر سخت گريست

پيامبر ، در مرگ و شهادت پسر عم خود ، « جعفر » سخت گريست ، براى اينكه همسر وى « اسماء بنت عميس » را از وفات شوهر خود آگاه سازد و تسليتى نيز به وى گفته باشد ، يك‌سره به خانه جعفر رفت و رو به « اسماء » كرد و فرمود : فرزندان من كجايند ؟ همسر جعفر ، فرزندان جعفر به نام‌هاى : « عبد اللّه » ، « عون » و « محمد » را به خدمت پيامبر آورد . او از ابراز علاقهء شديد پيامبر به فرزندانش موضوع را دريافت كه شوهر گرامى وى فوت كرده است لذا گفت : گويا فرزندان من يتيم شده‌اند ؟ زيرا شما با آنان مانند يتيمان رفتار مىكنيد . در اين لحظه پيامبر سخت گريست ، به حدى كه
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 129 .