درآمد فدك نيازمندى ، زيرا اگر فردا مشركان عرب بر ضد مسلمانان قيام كردند ، از كجا هزينهء جنگى آنها را تأمين خواهى كرد و بعدا نامه را گرفت و پاره نمود . « 1 »
اينجا است كه انسان به واقعيت سخن يكى از متكلمان شيعه اذعان پيدا مىكند .
ابن ابى الحديد مىگويد : من به يكى از متكلمان اماميه ، به نام « على بن نقى » گفتم :
دهكده فدك آنچنان وسعت نداشت و سرزمين به اين كوچكى كه جز چند نخل بيشتر در آنجا نبود ، اين قدر ارزش نداشت كه مخالفان فاطمه در آن طمع ورزند . « 2 »
او در پاسخ من چنين گفت : تو در اين عقيده اشتباه مىكنى . شمارهء نخلهاى آنجا از نخلهاى كنونى كوفه كمتر نبود . به طور مسلم ، ممنوع ساختن خاندان پيامبر از اين سرزمين حاصلخيز ، براى اين بود كه مبادا امير مؤمنان از درآمد آنجا براى مبارزه با دستگاه خلافت كمك بگيرد . از اين رو ، نه تنها فاطمه را از فدك محروم ساختند ، بلكه كليهء بنى هاشم و فرزندان عبد المطلب را از حقوق مشروع خود ، يعنى خمس غنايمى كه سپاهيان اسلام در زمان خلفا به دست مىآوردند ، هم بىنصيب نمودند .
بىترديد ، جمعيتى كه بايد دنبال زندگى بروند و با كمال نيازمندى به سر ببرند ، هرگز انديشهء مبارزه با وضع موجود را در دماغ خود نمىپرورانند . « 3 »
همو ، از يكى از مدرسان بزرگ مدرسهء غربى بغداد « على بن الفارقى » اين جمله را نقل مىكند و مىگويد : « 4 » من به وى گفتم : آيا دختر پيامبر در ادعاى خود راستگو بود ؟
گفت بلى . گفتم : آيا خليفه مىدانست او زنى راستگو است ؟ گفت بلى . گفتم چرا خليفه حق مسلم او را در اختيارش نگذاشت ؟ در اين موقع استاد لبخندى زد و با كمال وقار گفت : اگر خليفه سخن فاطمه را از اين جهت كه زنى راستگو است ، مىپذيرفت و بدون درخواست شاهد ، فدك را به وى رد مىكرد ، فردا از اين موقعيت به سود
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 362 .
( 2 ) . ما موقعيت حاصلخيزى فدك را ، در اول مقاله از كتاب مراصد الاطلاع به طور اجمال نقل كرديم .
( 3 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 236 .
( 4 ) . همان ، ص 284 .