و رشادتهاى على عليه السّلام كه در فتح اين دژ انجام داده نوشتهاند . اين حوادث ، هرگز با قدرتهاى معمولى بشرى وفق نمىدهد . امير مؤمنان ، خود در اين باره توضيح داده و شك و ترديد را از بين برده است . آن حضرت در پاسخ شخصى چنين فرمود :
ما قلعتها بقوّة بشرية و لكن قلعتها بقوة إلهيّة ، و نفس بلقاء ربّها مطمئنة رضية ؛ « 1 » من هرگز آن را با نيروى بشرى از جاى نكندم ، بلكه در پرتو نيروى خدادادى و با ايمانى راسخ به روز واپسين ، اين كار را انجام دادم .
تحريف حقايق
اگر منكر حقيقت نشويم ، بايد بگوييم « ابن هشام » ، در سيره و « ابو جعفر طبرى » در تاريخ خود مبارزه على عليه السّلام را در خيبر آورده و جزئيات جريان را مو به مو تشريح كردهاند ، ولى در پايان بحث احتمال موهومى را - كه محمد بن مسلمه « مرحب » را كشته بود ذكر كرده و مىگويند :
برخى معتقدند كه « مرحب » را محمد بن مسلمه كشته بود ، زيرا او براى گرفتن انتقام برادرش كه در فتح دژ « ناعم » يهوديان وى را كشته بودند ، از طرف پيامبر مأموريت يافت و در اين كار نيز موفق گرديد . اين احتمال آنچنان بىپايه است كه هرگز با تاريخ مسلّم و متواتر اسلام نمىتواند برابرى كند .
طبرى و ابن هشام ، اين افسانهء تاريخى را از صحابى بزرگ « جابر بن عبد اللّه » نقل كردهاند « 2 » و ناقل داستان ، اين مطلب خلاف را از زبان اين مرد بزرگ نقل كرده است ؛ در صورتى كه « جابر » در تمام غزوات افتخار ركاب پيامبر را داشته ، جز در اين غزوه ، كه توفيق شركت در آن را نيافت . به علاوه ، اين افسانهء تاريخى يك سلسله اشكالاتى نيز دارد كه عبارتند از :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 21 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 348 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 299 .