اينها نبرد مىكرد ، در صورتى كه به اتفاق تمام تواريخ اين افراد فقط با على مبارزه كرده و به دست او از پاى درآمدند .
3 . اين افسانهء تاريخى با حديث متواترى كه از پيامبر نقل شده مخالف است ، زيرا او دربارهء على فرمود : « يفتح اللّه على يديه » يعنى اين پرچم را به دست كسى مىدهم كه فتح و پيروزى به دست او صورت مىگيرد و فرداى آن روز پرچم فتح را به دست او سپرد . از طرف ديگر ، يكى از بزرگترين موانع پيروزى ، وجود « مرحب خيبرى » بود كه شجاعت او دو فرمانده اسلام را مجبور به فرار كرد . اگر كشندهء وى ، محمد بن مسلمه باشد ، پيامبر بايد اين جمله را دربارهء او بفرمايند نه دربارهء على .
« حلبى » ، سيره نويس معروف مىگويد : « 1 » در اينكه « مرحب » به دست على عليه السّلام از پاى درآمد ، شكى نيست . همچنين « ابن اثير » مىگويد :
سيرهنويسان و محدثان على عليه السّلام را كشندهء مرحب مىدانند و روايات متواتر در اين باره نقل شده است .
« طبرى » در تاريخ و « ابن هشام » در سيرهء خود ، اندكى دچار آشفتگى شده و جريان شكست و بازگشت دو فرماندهى را كه پيش از على عليه السّلام براى فتح دژهاى يهود مأموريت يافته بودند ، طورى نوشتهاند كه هرگز با مفهوم جملهاى كه پيامبر اسلام دربارهء على فرمود ، تطبيق نمىكند .
پيامبر در اين باره چنين فرمود : « و ليس بفرّار ؛ او فرماندهى است كه هرگز فرار نمىكند . » مفاد و مفهوم ، جمله ، اين است كه على بسان دو فرمانده گذشته نيست و هرگز او فرار نخواهد كرد ؛ يعنى آن دو فرمانده قبلى پا به فرار گذاشته و سنگر را خالى كرده بودند . در صورتى كه دو نويسندهء نام برده ، اين نكته را تذكر ندادهاند و جريان بازگشت آنان را طورى نوشتهاند كه آن دو كاملا انجام وظيفه كرده ، ولى موفق به فتح نشدند . « 2 »
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 38 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 349 .