تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
حوادث آينده ثابت كرد كه اعتراض‌هاى انگشت شمارى از ياران پيامبر - كه در رأس آن‌ها عمر بن خطاب بود - دربارهء اين پيمان و مواد آن كاملا بىاساس بوده است . سيره‌نويسان ، تمام خصوصيات سخنان معترضان را درج كرده‌اند . « 1 » ارزيابى پيمان از اينجا معلوم مىشود : هنوز پيامبر اكرم به مدينه نرسيده بود كه سوره فتح - كه نويد پيروزى براى مسلمانان مىداد - نازل گرديد و اين كار را مقدمهء پيروزى ديگرى كه همان فتح مكه است ، تلقى كرد . چنان كه مىفرمايد :
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
.

قريش براى الغاء يكى از مواد اصرار مىكنند

چيزى نگذشت حوادث تلخ ، قريش را وادار كرد كه از پيامبر درخواست كنند كه ماده دوم پيمان را لغو كند . همان ماده‌اى كه خشم ياران پيامبر را برانگيخت و پيامبر روى سخت‌گيرى فوق العادهء « سهيل » زير بار آن رفت . آن ماده اين بود : پيامبر موظف است ، فراريان مسلمان قريش را به حكومت مكه تحويل دهد ، ولى قريش موظف نيست كه فرارى مسلمانان را به خود آن‌ها تحويل دهد . اين ماده در آن روز خشم گروهى را برانگيخت ، ولى پيامبر با چهرهء باز آن را پذيرفت و فرمود : « خداوند براى ضعفاى اسلام كه اسير چنگال قريش‌اند ، نجاتى فراهم مىسازد » . مسلمانى به نام « ابو بصير » كه مدت‌ها در زندان مشركان به سر مىبرد ، با تدابير مخصوصى به مدينه گريخت . دو شخصيت بزرگ به نام « ازهر » و « اخنس » با پيامبر گرامى مكاتبه كرده و يادآور شدند كه طبق ماده دوم ، بايد « ابو بصير » را بازگردانيد و نامه را به مردى از « بنى عامر » و غلام خود تسليم كردند كه به پيامبر اسلام برسانند . پيامبر طبق تعهدى كه كرده بود به « ابو بصير » گفت : « بايد پيش قومت بازگردى و
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر ر . ك : سيرهء ابن هشام .