با آن برخورد كرده و آنان را بر سر جاى خود نشاند .
اين فرد بىگناه كيست ؟ مفسّران در اين باره اختلاف نظر دارند . اغلب مىگويند ، مقصود عايشه همسر رسول خدا است و گروهى ديگر معتقدند كه مقصود « ماريه » مادر ابراهيم است . شأن نزولهايى كه در اين زمينه نقل مىكنند ، خالى از اشكال نيست . اينك به بررسى شأن نزولى مىپردازيم كه آيات « افك » را به همسر رسول خدا « عايشه » مربوط مىداند و نقاط صحيح و غير صحيح آن را توضيح مىدهيم .
شأن نزول نخست
محدثان و مفسران اهل سنت ، شأن نزول آيات « افك » را مربوط به عايشه مىدانند و در اين مورد داستان مفصلى را نقل مىكنند كه قسمتى از آن با عصمت پيامبر تطبيق نمىكند . از اين رو ، نمىتوان اين شأن نزول را به طور دربست قبول كرد .
در اينجا به آن قسمت از شأن نزول كه با مقام نبوت سازگار است اشاره كرده و سپس به نقل و ترجمه آيات « افك » مىپردازيم . آنگاه در پايان بحث ، قسمتى ديگر از شأن نزول كه با عصمت پيامبر مخالفت دارد ، بررسى مىكنيم .
سند داستان « افك » به خود عايشه منتهى مىشود . وى مىگويد : پيامبر هنگام مسافرت ، يكى از همسران خود را به حكم قرعه همراه خود مىبرد . در جنگ « بنى مصطلق » قرعه فال به نام من افتاد و من در اين سفر ، افتخار ملازمت او را داشتم .
سركوبى دشمن به پايان رسيد و سپاه اسلام در حال بازگشت به مدينه بود شب هنگام در نزديكى مدينه ، به استراحت پرداختند ؛ ناگهان ، نداى « الرّحيل » سراسر سپاه اسلام را فراگرفت و من از كجاوه خود درآمدم و براى قضاى حاجت ، به نقطهء دور رفتم .
وقتى به نزد كجاوه خود بازگشتم ، متوجه شدم گردنبندى كه از مهرههاى « يمنى » داشتم بازشده و به زمين افتاده است . من بار ديگر به دنبال آن رفتم و مقدارى معطل شدم . پس از آنكه گردن بند را يافتم ، به جايگاه خود بازگشتم . امّا سپاه اسلام حركت