مىكرد . اما علت ديگرى نيز در كار بود كه حيات پيامبر را ضمانت كرد و آن جانفشانى دسته كمى از ياران با وفايش بود كه با تلاشى گسترده ، جان او را حفظ كرده و اين مشعل فروزان را از خاموشى محفوظ داشتند .
پيامبر روز احد ، سخت جنگيد . او آنچه تير در ترك خود داشت ، پرتاب كرد و كمان تير او شكست و زه آن بريد . « 1 »
مدافعان وجود پيامبر ، چند نفر بيشتر نبودند « 2 » كه ثبات همه آنان ، از نظر فن تاريخى قطعى نيست . آنچه ميان مورخان قطعى و مسلم است ، همان ثبات و قيام دستهء كمى است كه اكنون به شرح دفاع آنها مىپردازيم .
دفاع موفقيتآميز با پيروزى مجدد
اگر نام اين قسمت از تاريخ اسلام را پيروزى مجدد بگذاريم ، سخنى بر خلاف حقيقت نگفتهايم . مقصود از اين پيروزى اين است كه مسلمانان بر خلاف انتظار دشمنان ، توانستند وجود مقدس پيامبر را از خطر مرگ حفظ كنند و اين پيروزى مجددى بود كه نصيب ارتش اسلام شد .
اگر اين پيروزى را به همه ارتش اسلام نسبت مىدهيم ، به منظور احترام از مقام مجاهدان اسلام است و گرنه بار سنگين اين پيروزى بر دوش عده انگشت شمارى بود كه با به خطر افكندن جان خود ، وجود پيامبر را حفظ كردند . در حقيقت ، بقاى دولت اسلام و خاموش نشدن اين مشعل فروزان ، نتيجهء فداكارى اين اقليت فداكار بود .
1 . نخستين فرد ثابت و پايدار ، افسر رشيدى است كه 26 سال از بهار عمرش گذشته بود و از بچگى تا روز وفات پيامبر ، همراه او بود و لحظهاى از فداكارى و يارى او دست برنداشت .
اين افسر ارشد ، اين فداكار واقعى ، مولاى متقيان ، امير مؤمنان على عليه السّلام است كه
هامش
( 1 ) . تاريخ كامل ، ج 2 ، ص 107 .
( 2 ) . ابن ابى الحديد ، همان ، ج 15 ، ص 21 .