صفحههاى تاريخ ، خدمات و فداكاريهاى او را در ترويج اسلام و دفاع از حريم آيين توحيد ضبط كرده است .
اساسا اين پيروزى مجدد ، بسان پيروزى نخستين ، با رشادتها و از خوگذشتگىهاى آن مرد فداكار انجام گرفت ، زيرا علت فرار قريش ، در آغاز نبرد اين بود كه پرچمداران آنها يكى پس از ديگرى با شمشير على كشته شدند ؛ در نتيجه ، رعب طاقتفرسائى در دل ارتش قريش افتاد كه توان پايدارى را از آنان سلب كرد .
نويسندگان معاصر مصرى كه وقايع اسلام را تحليل و تجزيه كردهاند ، حق على عليه السّلام را به گونهاى كه شايسته مقامش است و يا لااقل به قسمى كه در تواريخ ضبط شده است ، ادا نكردهاند و فداكارى امير مؤمنان را در رديف ديگران قرار دادهاند . از اين نظر لازم مىدانيم اجمالى از فداكاريهاى آن حضرت را در اينجا بياوريم :
الف ) « ابن اثير » در تاريخ خود « 1 » مىنويسد : وجود پيامبر از هر طرف مورد هجوم دستههايى از ارتش قريش قرار گرفت . هر دستهاى كه به آن حضرت حمله مىآورد ، على عليه السّلام به فرمان پيامبر به آنها حمله مىكرد و با كشتن برخى ، موجبات تفرق آنان را فراهم مىساخت . اين جريان چند بار در احد تكرار شد . در برابر اين فداكارى ، امين وحى نازل شد و فداكارى على را نزد پيامبر ستود و گفت : اين نهايت فداكارى است كه اين افسر از خود نشان مىدهد رسول خدا امين وحى را تصديق كرد و گفت : من از على و او از من است ، سپس ندايى در ميدان شنيده شد كه مضمون آن دو جمله زير بود :
لا سيف إلّا ذو الفقار ، لا فتى إلّا علىّ ؛ شمشير خدمتگزار ، شمشير على بن ابى طالب است و جوانمردى جز على نيست .
ابن ابى الحديد ، جريان را با شرح بيشترى نقل كرده و مىگويد : دستههايى كه براى كشتن پيامبر هجوم مىآوردند ، دسته پنجاه نفرى بودند و على در حالى كه پياده بود آنها را متفرق مىساخت . سپس جريان نزول جبرئيل را نقل كرده و مىگويد : علاوه
هامش
( 1 ) . تاريخ كامل ، ج 2 ، ص 107 .