بر اينكه اين مطلب از نظر تاريخ مسلّم است ، من در برخى از نسخههاى كتاب غزوات « محمد بن اسحاق » فرود آمدن جبرئيل را ديدهام . حتى روزى از استاد خود « عبد الوهاب سكينه » از صحت آن پرسيدم . وى گفت : صحيح است . من به او گفتم :
چرا اين خبر صحيح را مؤلفان صحاح ششگانه ننوشتهاند ؟ وى در پاسخ گفت : خيلى از روايات صحيح داريم كه نويسندگان صحاح از درج آن غفلت ورزيدهاند . « 1 »
ب ) در آن سخنرانى مشروحى كه امير مؤمنان ، براى « رأس اليهود » در محضر گروهى از ياران خود كرد ، به فداكارى خود چنين اشاره مىفرمايد :
. . . هنگامى كه ارتش قريش به ما حمله كردند ، انصار و مهاجر راه خانهء خود را گرفتند و من با هفتاد زخم از وجود آن حضرت دفاع كردم . سپس آن حضرت قبا را كنار زد و دست روى مواضع زخم كه نشانههاى آنها باقى بود ، كشيد . « 2 »
حتى به نقل صدوق در علل الشرائع على عليه السّلام هنگام دفاع از وجود پيامبر به قدرى پافشارى و فداكارى كرد كه شمشير او شكست و پيامبر شمشير خود را كه « ذو الفقار » بود ، به وى مرحمت كرد كه با آن به جهاد خود در راه خدا ادامه داد .
ابن هشام ، در اثر نفيس خود « 3 » آمار كشتهشدگان مشركان را 22 نفر نوشته و نام و مشخصات آنها را از نظر قبيله و غيره معين كرده است . دوازده نفر از اين افراد به دست على عليه السّلام كشته شده و بقيه به دست ساير مسلمانان به قتل رسيدهاند . سيره نويس مزبور ، نام و نشان مقتولان را به طور واضح نگاشته است .
ما اعتراف مىكنيم كه نتوانستيم خدمات على عليه السّلام را به گونهاى كه در كتابهاى فريقين ، به خصوص كتاب بحار الانوار « 4 » نوشته شده ، در اين صفحهها منعكس كنيم . از مطالعه روايات و اخبار متفرقهاى كه در اين باره وارد شده است ، به دست مىآيد كه
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، همان ، ج 14 ، ص 251 .
( 2 ) . شيخ صدوق ، الخصال ، ج 1 ، ص 368 .
( 3 ) . سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 81 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 84 .