تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
مىگراييدند . از اين جهت ، يهوديان نقشهء ديگرى كشيدند و آن اصل « اختلاف بينداز و حكومت كن » بود . بازى گران يهود به فكر افتادند كه به آتش اختلاف و نفاق كهنه دامن بزنند و جنگ‌هاى 120 سالهء اوسيان و خزرجيان را كه در سايهء ايمان و اسلام و برادرى و برابرى از بين رفته بود ، تجديد كنند تا سرانجام در قواى داخلى مسلمانان جنگ و خون‌ريزى آغاز شود و جملگى طعمهء آتش جنگ‌هاى داخلى شوند . روزى اوسيان و خزرجيان ، در نقطه‌اى انجمن كرده بودند . وحدت و يگانگى اين گروه - كه ديروز دشمن خون‌آشام يك ديگر بودند - يكى از بازى گران يهود به نام « شاس » را سخت متأثر كرد . فورا به يك جوان يهودى كه در آن ميان بود اشاره كرد كه برنامه اختلاف را اجرا كند . وى خاطره‌هاى تلخ جنگ‌هاى گذشته را كه ميان دو قبيله وجود داشت ، به ياد اوسيان و خزرجيان آورد و سرگذشت جنگ « بعاث » را كه در نتيجه اوسيان بر خزرجيان پيروز شدند به طور تفصيل بيان كرد . خاطره‌هاى كهنه و پوسيده را آنچنان تشريح كرد كه نزاع و تفاخر ميان دو دستهء مسلمانان ( اوس و خزرج ) آغاز گرديد . نزديك بود كه آتش جنگ ، ميان آنان شعله‌ور شود كه خبر به پيامبر رسيد و از نقشه شوم يهود آگاه شد . با گروهى از يارانش پيش آن‌ها آمد ؛ هدف اسلام و برنامه عالى خود را متذكر شد و گفت : اسلام شما را با يك ديگر برادر كرده و تمام كينه‌ها و خشم‌ها را به دست فراموشى سپرده است . سپس آنان را پند و اندرز داد و از سرانجام اختلاف آگاهشان كرد . يك مرتبه ناله و صدايشان به گريه بلند شد و براى تحكيم مبانى برادرى ، هم ديگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خدا طلب آمرزش كردند . « 1 » نقشه‌هاى يهود در اينجا خاتمه نيافت . كم كم دامنه خيانت و جنايت و پيمان‌شكنى و نقض عهد آن‌ها توسعه يافت و با مشركان اوس و خزرج و كسانى كه در اسلام و ايمان خود دودل بودند روابط خصوصى برقرار كردند . در نبردهاى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 555 - 556 .