- سران قريش ! تصور كردهايد كه مىتوانيد بر او دست بيابيد ؛ در صورتى كه آرزويى را در سر مىپرورانيد كه كمتر از خوابهاى آشفته نيست .
- او پيامبر است ، وحى از جانب خدا بر وى نازل مىگردد و كسى كه بگويد : نه ، انگشت پشيمانى به دندان خواهد گرفت .
أ لم تعلموا أنّا وجدنا محمدا * رسولا كموسى خطّ في أوّل الكتب
و أنّ عليه في العباد محبّة * و لا حيف فيمن خصه اللّه بالحبّ
« 1 » - قريش ! آيا نمىدانيد كه ما او ( محمّد ) را مانند موسى پيامبر يافتهايم و نام و نشان او در كتابهاى آسمانى قيد گرديده است .
- و بندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند و نبايد درباره كسى كه خدا محبت او را در دلهايى به وديعت گذاشته ، ستم كرد .
و اللّه لن يصلوا إليك بجمعهم * حتى أوسد في التراب دفينا
فاصدع بأمرك ما عليك غضاضة * و ابشر بذاك و قرّ منك عيونا
و دعوتني و علمت أنّك ناصحي * و لقد دعوت و كنت ثم أمينا
و لقد علمت أنّ دين محمد ص * من خير أديان البريّة دينا
« 2 » - برادرزادهام ! هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزى كه لحد را بستر كنم و در ميان خاك بخوابم ، دست از يارى تو برنخواهم داشت .
- به آنچه مأمورى آشكار كن ، از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشمانى را روشن ساز .
- مرا به آيين خود خواندى و مىدانم تو پند دهندهء منى ، و در دعوت خود امين و درست كارى ، حقا كه كيش « محمد » از بهترين آيينها است .
أو تؤمنوا بكتاب منزل عجب * على نبي كموسى أو كذي النون
- يا اينكه ايمان ، به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى و يونس نازل شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ديوان ابو طالب ، ص 32 و سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 373 .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير ، ج 2 ، ص 42 .
( 3 ) . ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 74 و ديوان ابو طالب ، ص 173 .