هر يك از اين قطعات ، قسمت كوچكى از قصايد مفصل و سراپا نغز ابو طالب است كه ما به عنوان گواه ، برجستههاى آنها را كه صريحا بيانگر ايمان وى به كيش برادرزادهاش است ، انتخاب كرديم .
خلاصه سخن : هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گويندهء آنها كافى است و اگر گويندهء اين ابيات يك فرد خارج از محيط اغراض و تعصبات بود ، همگى بالاتفاق به ايمان و اسلام سرايندهء آن حكم مىكرديم ، ولى از آنجا كه سازندهء آنها « ابو طالب » است و دستگاه تبليغاتى سازمانهاى سياسى اموى و عباسى پيوسته بر ضد آل ابو طالب كار مىكرد ؛ از اين نظر گروهى نخواستهاند چنين فضيلت و مزيّتى را براى ابو طالب اثبات كنند .
از طرفى وى ، پدر على است كه دستگاههاى تبليغى خلفا بر ضد وى پيوسته تبليغ مىكردند ، زيرا اسلام و ايمان پدرش ، فضيلت بارزى دربارهء وى حساب مىشد ؛ در حالى كه كفر و شرك پدران خلفا موجب كسر شأن آنان بود .
به هر حال ، على رغم تمام اين سرودهها و گفتارها و كردارهاى صادقانه ، گروهى به تكفير وى برخاسته و حتى به آن اكتفا نكرده ادعا كردهاند كه آياتى دربارهء ابو طالب - كه حاكى از كفر او است - نازل شده است .
راه دوم براى اثبات ايمان او
راه دوم ، طرز رفتار او با پيامبر و نحوهء فداكارى و دفاعش از ساحت اقدس پيامبر است و هر كدام از آن خدمات مىتواند ، آئينهء فكر و روشنگر روحياتش باشد ، زيرا :
ابو طالب شخصيتى است كه راضى نشد ، برادرزادهاش دل شكسته شود و على رغم تمام موانع و نبود امكانات ، او را همراه خود به شام برد .
پايهء اعتقاد او به فرزند برادر ، تا آن حد است كه او را همراه خود به مصلّى برده و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد .
وى در راه حفظ پيامبر از پاى ننشست و سه سال آوارگى و زندگى در شكاف كوه و