- شما اوصاف او را در كتابهاى آسمانى با كمال درستى مىخوانيد و اين گفتار صحيح است و رجم به غيب نيست . « 1 »
در قصيدهء ديگرى عقيدهء خود را درباره برادرزادهء خود چنين بيان مىكند :
آيا نمىدانيد كه ما « محمد » را مانند « موسى بن عمران » پيامبرى از پيامبران خدا مىدانيم و سرگذشت او را در كتابهاى پيشينيان مىخوانيم . « 2 »
اشعار گذشته و دهها شعر ديگر او كه در ديوان ابو طالب و لابهلاى تاريخ و نوشتههاى حديث و تفسير موجود است ؛ گواه زنده بر اين است كه انگيزه او از دفاع ، همان عقيده خالص و اسلام واقعى او بوده و هيچ محركى جز عقيده و ايمان نداشته است .
شمّهاى از فداكارى ابو طالب
سران قريش در خانهء ابو طالب با حضور پيامبر انجمنى تشكيل دادند . سخنانى ميان آنان رد و بدل شد ، سران قريش بدون اينكه نتيجهاى از مصاحبه خود بگيرند ، از جاى خود بلند شدند ؛ در حالى كه عقبة بن ابى معيط با صداى بلندى مىگفت : او را به حال خود باقى بگذاريد ؛ پند و نصيحت سودى ندارد و بايد او را ترور كرد و به زندگى وى خاتمه داد . « 3 »
ابو طالب از شنيدن اين جمله سخت ناراحت شد ، ولى كارى نمىتوانست بكند ،
هامش
( 1 ) .ليعلم خيار الناس أنّ محمّدا * نبي كموسى و المسيح بن مريمأتانا بهدى مثل ما أتيا به * فكل بأمر اللّه يهدي و يعصمو إنّكم تتلونه في كتابكم * بصدق حديث لا حديث المرجم« مجمع البيان ، ج 7 ، ص 37 و الحجة ، ص 56 - 57 » .
( 2 ) .أ لم تعلموا إنّا وجدنا محمّدا * رسولا كموسى خطّ في أوّل الكتبمجمع البيان ، ج 7 ، ص 36 و ابن هشام نيز در سيرهء خود ج 1 ، ص 352 - 353 پانزده بيت از اين قصيده را نقل كرده است .
( 3 ) . لا نعود إليه أبدا و ما خير من أن نقتال محمّدا .