تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

محاسبه‌اى ساده دربارهء اين افسانه

به فرض كه « محمد » از برگزيدگان آسمانى نبود ، اما هرگز نمىتوان كاردانى و خردمندى او را انكار كرد . آيا هيچ خردمندى دست به چنين كارى مىزند ؟ ! هوش‌مندى كه مىبيند صفوف پيروانش روز به روز فشرده‌تر و شكاف در صفوف دشمن بيشتر مىشود ، آيا در چنين موقع كارى مىكند كه دوست و دشمن را به وى بدبين سازد ؟ آيا شما باور مىكنيد ، كسى كه تمام مناصب و ثروت قريش را ، در راه آيين توحيد ترك گفته بود ، نمىتواند بار ديگر مروّج آيين شرك و بت‌پرستى شود . ما هرگز دربارهء فردى مصلح و سياست مدارى معمولى چنين احتمالى نمىدهيم ؛ چه رسد به پيامبر خدا .

قضاوت خرد دربارهء اين داستان

1 . آموزگاران و معلمان الهى به حكم عقل ، پيوسته با نيروى عصمت از انجام هرگونه خطايى محفوظند و اگر بنا شود آنان نيز در امور دينى دچار اشتباه و خطا شوند ، اعتقاد مردم به سخنان آنان از بين مىرود . بنابراين ، بايد چنين داستان‌هاى تاريخى را با عقايد منطقى و محكم خود بسنجيم و متشابهات و ابهام‌هاى تاريخ را حل كنيم . به طور مسلم ، عصمت « محمد » در تبليغ آيين آسمانى ، مانع از پيش آمدن چنين حوادثى است . 2 . پايهء افسانه اين است : « پيامبر در انجام وظيفه‌اى كه خدا بر دوش وى گذاشته ، خسته شده بود و انحراف و دورى بت‌پرستان بر وى سنگين مىآمد ؛ دنبال چاره‌اى بود كه راهى براى اصلاح وضع آن‌ها پيش بگيرد . » ولى به حكم خرد ، پيامبران بايد بيش از حد صابر و بردبار باشند . در تحمل و شكيبايى ، ضرب المثل عام و خاص گردند و هرگز فرار از جبهه را در سر نپرورانند .