افسانهء غرانيق
يهود و به ويژه ، پيشوايان و احبار آنها ، از دشمنان شمارهء يك اسلام بوده و هستند .
گروهى از آنان مانند كعب احبار و غيره كه به ظاهر ايمان آورده بودند ، پيوسته با ساختن دروغها و پخش اخبار بىاساس از زبان انبيا به تحريف حقايق مىپرداختند .
برخى از نويسندگان مسلمان ، از روى حسن ظن به عموم همكيشان ، بدون بررسى و تحقيق ، مجعولات آنان را در رديف حديث و تاريخ تدوين مىكردند .
ولى اكنون كه دانشمندان براى بررسى اين گونه مطالب فرصت بيشترى دارند و به خصوص ، بر اثر مساعى گروهى از محققان اسلامى ، اصول و قواعدى براى تشخيص حقايق تاريخى از افسانههاى خيالى پديد آمده است . از اين نظر ، هرگز براى يك نويسندهء دانشمند دينى روا نيست كه آنچه در هر كتاب ببيند امرى مسلم تلقى كند و بدون رسيدگى آن را بپذيرد و نقل كند .
افسانهء غرانيق چيست ؟
مىگويند : سران قريش مانند « وليد » ، « عاص » ، « اسود » و « اميّه » با پيامبر ملاقات و درخواست كردند كه براى رفع اختلاف ، طرفين خدايان يك ديگر را بپذيرند . در همين موقع ، سورهء « الكافرون » در پاسخ درخواست آنان نازل شد و پيامبر مأمور گشت كه در پاسخ آنها چنين بگويد :