روشنى مفادّ آيه مىگردد و بروز اين حوادث سبب مىشود كه آياتى در اين زمينه نازل گردد .
برخى از آيات ، به عنوان پاسخ به پرسشهاى مردم نازل مىگرديد و نيازمندى آنان را بر طرف مىنمود .
بعضى ديگر از آيات ، به منظور بيان معارف و احكام الهى فرو فرستاده شدهاند . با در نظر گرفتن اين مطلب ، مىتوان گفت كه قرآن تدريجا بر آن حضرت نازل شده است .
خود قرآن نيز در پارهاى از موارد بر اين مطلب تصريح كرده مىفرمايد :
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ
« 1 » ؛ اين قرآن را به طور تدريج فرو فرستاديم كه آن را آرام و با تأنى براى مردم بخوانى .
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا آيات قرآن مانند تورات و انجيل يك جا ، به پيامبر نازل نگرديد ؟
اين سؤال نه تنها براى ما مطرح است ، بلكه دشمنان و مخالفان پيامبر در عصر رسالت نيز آن را به صورت انتقاد مطرح كرده و مىگفتند : « لو لا نزّل عليه القرآن جملة واحدة ؛ چرا اين قرآن يكجا بر او نازل نگرديد ؟ »
اعتراض آنها را مىتوان به دو صورت تشريح كرد :
1 . هرگاه آيين اسلام ، آسمانى و اين كتاب سماوى است كه از جانب خداوند بر پيامبر خود نازل گرديده است ؛ طبعا بايد آيين كاملى باشد و چنين آيينى بايد يك جا از طريق فرشتهء وحى بر پيامبر خدا نازل گردد و هرگز وقفهاى در نزول آيات آن پديد نيايد ، زيرا علّت ندارد آيين كاملى كه از نظر اصول ، فروع ، تشريع فرايض و سنن پايان يافته است ، به طور تدريج در مدت 23 سال و به مناسبتهاى گوناگونى نازل شود . از اينكه قرآن به طور پراكنده و پيرو يك رشته پرسشها و با به وقوع پيوستن يك
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيه 106 .