بسيارى از مشركان به الهام از يهود ، مىگفتند كه چرا قرآن محمد به طور تدريج نازل مىگردد ؟ چرا مانند تورات و انجيل ، يك جا فرو فرستاده نمىشود ؟ قرآن عين اعتراض آنها را نقل كرده و مىفرمايد :
كافران مىگويند :
چرا اين قرآن يك جا نازل نمىگردد . در پاسخ اعتراض آنان بگو :
كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
؛ براى اينكه با آن ، دل تو را آرام و محكم نگاه داريم . « 1 »
قرآن به اين ايراد ، كمال توجه را نموده و مسأله « نزول تدريجى » قرآن را روشن ساخته است و خاورشناسان مغرض را با منطق نيرومند خود خلع سلاح كرده است .
قرآن و نزول تدريجى
تاريخ قطعى نزول قرآن و مضمون آيات سورههاى آن ، گواهى مىدهد كه آيات و سورههاى قرآن ، به طور تدريج نازل شدهاند . با مراجعه به خصوصيات محيط « مكّه و مدينه » مىتوان آيات مكى را از مدنى بازشناخت ؛ مثلا آيات مربوط به مبارزهء با شرك و بتپرستى و دعوت مردم به خداى يگانه و روز بازپسين را ، بايد آيات مكى و آيات مربوط به احكام و دعوت به جهاد را مدنى دانست ، زيرا در مكّه طرف سخن ، مشركان بتپرست بودند كه يگانگى خدا و روز رستاخيز را انكار مىكردند و آياتى كه دربارهء اين موضوع سخن مىگويد ، در اين محيط نازل شدهاند . در حالى كه در مدينه روى سخن با افراد با ايمان و گروه يهود و نصارى بود و يكى از كارهاى مهم رسول خدا ، « جهاد » در راه خدا بود . از اين رو بايد آيات مربوط به احكام و فروع و آيين يهود و نصارى و دعوت به جهاد و كوشش و جانبازى در راه خدا را ، آيات مدنى دانست .
بسيارى از آيات ، با حوادث و رويدادهايى كه در زمان رسول خدا رخ مىداد ، ارتباط مستقيم دارند و اين حوادث همان شأن نزولها است كه آگاهى از آنها مايهء
هامش
( 1 ) .وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا« فرقان ( 25 ) آيه 32 » .