سلسله حوادث نازل مىگردد ؛ مىتوان حدس زد كه اين آيين از نظر اصول و فروع تكميل نگشته است و به تدريج رنگ تكميل به خود مىگيرد و چنين آيين ناقصى كه به تدريج گام به سوى تكامل برمىدارد ، شايسته نيست كه نام آيين الهى بر آن نهاد .
2 . آيات قرآن و تاريخ قطعى كتابهاى تورات ، انجيل و زبور حاكى است كه اين كتابهاى آسمانى به صورت الواح مكتوب در اختيار آورندگان آنها قرار گرفته بود ، پس چرا قرآن اين چنين نازل نگرديد ؛ مثلا بسان تورات در الواحى نوشته شده در اختيار محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم قرار نگرفت .
از آنجا كه مشركان قريش ، به چنين كتابهاى آسمانى اعتقاد نداشتند و از نحوهء نزولشان آگاه نبودند ، مىتوان گفت كه نظر آنان در اين اعتراض ، همان نظر نخستين است كه بيان گرديد و خلاصهء آن اين است كه چرا فرشتهء وحى ، همه اين آيات را يك جا براى او القا ننمود ، بلكه اين آيات به فاصلههاى مختلفى به مناسبتهايى بر وى نازل شد ؟
اسرار نزول تدريجى قرآن
قرآن مجيد ، به عنوان پاسخ به اعتراض آنان ، پرده از روى اسرار نزول تدريجى بر مىدارد . اينك به توضيح اين قسمت كه قرآن با جملهء كوتاهى به آن اشاره كرده است ، مىپردازيم :
الف ) پيامبر بزرگ ، مسئوليتهاى بزرگترى بر دوش دارد و چنين فردى در مسير انجام وظايف رسالت ، با مشكلات و دشوارىهاى فرسايندهاى روبهرو مىگردد و چنين مشكلاتى ، هرچه هم روح و روان طرف بزرگ باشد ، موجب كاهش نشاط و طراوت مىگردد . در اين موقع ، تجديد ارتباط با جهان ماوراى طبيعت و تكرار نزول فرشته از جانب خداوند به روح انسان نيرو و توان بخشيده ، روان او را پر از نشاط و معنويت مىسازد و عنايت الهى و محبتهاى بىپايانش با تكرار نزول وحى ، تجديد مىگردد .