البته اساس اين سخن از پيشوايان بزرگ اسلام است . امير مؤمنان در نهج البلاغه دربارهء هدف پيامبران چنين مىفرمايد :
از ميان اولاد آدم پيامبرانى برگزيد و از آنان براى رساندن وحى و تبليغ رسالت عهد و پيمان گرفت [ آنان را فرستاد ] تا آن پيمان فطرى را از مردم مطالبه كنند و نعمت فراموش شده را يادآورى نمايند و با تبليغ بر آنان اتمام حجت كنند و گوهرهاى عقولى كه در خزاين فطرتشان پنهان مانده است ، استخراج كنند . « 1 »
يك مثال روشن
بىشك ، وظيفهء پيامبران در تربيت و اصلاح روان مردم ، همان وظيفهء باغبان ، در تربيت يك نهال است ، يا مثل آنان در رهبرى ادراكهاى فطرى بشرى ، مثل مهندسى است كه از دل كوهسار معادن ذى قيمت را استخراج مىكند . توضيح اينكه : يك نهال كوچك از آغاز هستهبندى ، همه گونه استعداد ترقى و رشد و نمو را دارد . وقتى اين نهال با ريشههاى توانا و با دستگاهى مختلف در هواى آزاد و نور كافى شروع به فعاليّت كرد ، جنب و جوشى در سراسر وجود آن پديد مىآيد . در اين موقع كار باغبان دو چيز است :
يكى ، فراهم ساختن شرايط تقويت ريشه تا نيروهاى نهفته در درخت ظاهر گردد و ديگرى ، جلوگيرى از انحرافها ؛ آنگاه كه قواى درونى بر خلاف سعادت آن قدم برداشت . روى اين اساس ، كار باغبان روياندن نيست ، بلكه مراقبت و فراهم نمودن شرايطى است تا درخت كمال باطنى خود را ابراز كند .
آفريدگار جهان بشر را آفريد و نيروهاى گوناگون و غريزههاى فراوانى در نهاد او به وديعت گذاشت . خميرهء او را با خداجويى و خداشناسى ، با حس حق خواهى و حقيقتجويى ، حس عدالت و دادگرى ، حس انصاف و مروت ، غريزه كار و
هامش
( 1 ) . أخذ على الوحي ميثاقهم و على تبليغ الرّسالة أمانتهم . . . ليستأدوهم ميثاق فطرته ، و يذكروهم منسي نعمته ، و يحتجّوا عليهم بالتّبليغ ، و يثيروا لهم دفائن العقول - « نهج البلاغه ، خطبه 1 » .