است » . اول كسى كه از زنان به محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ايمان آورد ، خديجه بود . امير مؤمنان ، در خطبهاى كه به غربت اسلام در آغاز بعثت اشاره مىنمايد ، مىفرمايد : « خانوادهء مسلمانى در اسلام نبود ، جز خانوادهاى كه از پيامبر و خديجه تشكيل يافته بود و من سومين نفر آنها بودم » . « 1 »
« ابن اثير » مىنويسد : تاجرى به نام « عفيف » وارد مسجد الحرام شد و از اجتماع و عبادت يك جمعيّت سه نفرى كاملا در شگفت ماند . ديد پيامبر با خديجه و على عليه السّلام مشغول پرستش خدايند . خدايى كه مردم آن منطقه ، پرستش او را فراموش كردهاند و به « خدايان » پيوستهاند . وى براى تحقيق ، با عموى پيامبر ( عباس ) ملاقات كرد و آنچه را ديده بود ، به وى گفت و از حقيقت امر پرسيد . وى گفت : نفر نخست مدعى نبوت و پيامبرى و آن زن ، همسر وى خديجه و نفر سوم فرزند برادرم على است .
سپس افزود : در روى زمين كسى را سراغ ندارم كه پيرو اين آيين باشد ، جز همين سه نفر . « 2 »
بيان و نقل رواياتى كه در فضيلت خديجه وارد شده است ، از حوصلهء گفتار ما بيرون است لذا به تفصيل عللى كه اين حادثهء تاريخى را پديد آورد مىپردازيم :
علل ظاهرى و باطنى اين ازدواج
مردان مادى كه همه چيز را از دريچهء مادىگرى مىنگرند ، پيش خود چنين تصور مىكنند كه چون خديجه ثروتمند و تجارت پيشه بود ، براى امور تجارتى خود ، بيش از هر چيز به يك مرد امين نيازمند بود . از اين لحاظ ، با محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ازدواج نمود و محمد نيز از وضع زندگى آبرومندانهء او آگاه بود ، با اينكه توافق سنى نداشتند ، تقاضاى او را پذيرفت .
ولى آنچه را تاريخ نشان مىدهد ، اين است كه محرّك خديجه براى ازدواج با امين
هامش
( 1 ) . لم يجمع بيت واحد يومئذ في الإسلام غير رسول اللّه و خديجة و أنا ثالثهما - « نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه » .
( 2 ) . ما علمت على ظهر الأرض كلّها على هذا الدّين غير هؤلاء الثّلاثة - « اسد الغابه ، مادهء « عفيف » .