تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
قريش ، يك سلسله جهات معنوى بود ، نه جنبه‌هاى مادى . در اينجا به شواهدى اشاره مىكنيم : 1 . هنگامى كه از « ميسره » سرگذشت سفر جوان قريش را مىپرسد ؛ او كرامت‌هايى را كه در طول اين سفر از او ديده بود و آنچه را از راهب شام شنيده بود ، براى او نقل مىكند . « خديجه » شوق مفرطى كه سرچشمهء آن علاقه به معنويت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، در خود احساس مىكند و بىاختيار به او مىگويد : ميسره ! كافى است ، علاقهء مرا به محمد دو چندان كردى . برو ، من تو و همسرت را آزاد كردم و دويست درهم ، دو اسب و لباس گرانبهايى در اختيارت مىگذارم . سپس آنچه را از « ميسره » شنيده بود ، براى « ورقة بن نوفل » كه داناى عرب بود ، نقل مىكند . او مىگويد : صاحب اين كرامات پيامبر عربى است . « 1 » 2 . روزى « خديجه » در خانه خود نشسته و دور او را كنيزان و غلامان گرفته بودند . يكى از دانشمندان « يهود » نيز در آن محفل بود . اتفاقا « جوان قريش » از كنار منزل آن‌ها گذشت و چشم دانشمند يهود به پيامبر افتاد . فورا از خديجه درخواست كرد كه از « محمد » تقاضا كند از مقصد خود منصرف شود و چند دقيقه در اين مجلس شركت نمايد . رسول گرامى صلى اللّه عليه و آله و سلّم تقاضاى داناى يهود را - كه مبنى بر نشان دادن علايم نبوت در بدن او بود - پذيرفت . در اين هنگام ، خديجه رو به دانشمند يهودى كرد و گفت : هرگاه عموهاى او از تفتيش و كنجكاوى تو آگاه گردند ، عكس العمل بدى نشان مىدهند ، زيرا آنان از گروه يهود به برادرزادهء خود هراسانند . در اين موقع ، داناى يهود گفت : مگر مىشود به محمد كسى صدمه‌اى برساند ؛ در صورتى كه دست تقدير ، او را براى ختم نبوّت و ارشاد مردم پرورش داده است . خديجه گفت : از كجا مىگويى كه او حايز چنين مقامى مىشود ؟ وى گفت : من علايم پيامبر آخر الزمان را در تورات خوانده‌ام و از نشانه‌هاى او اين است كه پدر و مادر او مىميرند و جد و عموى وى از
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 191 .
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 191 | الشيخ جعفر السبحاني