تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
اولا ، در پيشنهاد ابو طالب ، كلمه‌اى نيست كه حاكى از « اجير شدن » برادرزاده‌اش باشد ، بلكه او با ديگر برادرهاى خود قبلا چنين مذاكره كرده و گفته بود : برخيزيم برويم خانهء « خديجه » از او بخواهيم كه مالى در اختيار « محمد » بگذارد ، تا او با آن تجارت كند . « 1 » ثانيا ، يعقوبى ، در تاريخ خود مىنويسد : هرگز پيامبر در طول عمر خود اجير كسى نگرديد . « 2 » كاروان « قريش » آماده حركت شد . كالاهاى بازرگانى « خديجه » نيز در آن ميان بود . در اين هنگام ، خديجه شترى راهوار و مقدارى كالاى گرانبها در اختيار وكيل خود گذاشت و ضمنا به دو غلام خود دستور داد كه در تمام مراحل كمال ادب را به جا آورند و هرچه او انجام داد ، ابدا اعتراض نكنند و در هر حال مطيع او باشند . بالاخره كاروان به مقصد رسيد و همگى در اين مسافرت سودى بردند ، ولى پيامبر بيش از همه سود برد و چيزهايى نيز ، براى فروش در بازار « تهامه » خريد . كاروان قريش پس از پيروزى كامل ، راه مكّه را پيش گرفت . در اين سفر ، جوان قريش براى بار دوم از ديار عاد و ثمود گذشت . سكوت مرگ بارى كه در محيط زندگى آن گروه سركش حكم فرما بود ، او را بيشتر به عوالم ديگر متوجه نمود . علاوه بر اين ، خاطرات سفر سابق تجديد شد . به ياد روزى افتاد كه همراه عموى خود ، همين بيابان‌ها را پشت سر مىنهاد . كاروان قريش به مكّه نزديك شد ، « ميسره » غلام خديجه ، رو به رسول خدا نمود و گفت : چه بهتر شما پيش از ما وارد مكّه شويد و خديجه را از جريان تجارت و سود بىسابقه‌اى كه امسال نصيب ما گشته است ، آگاه سازيد . پيامبر ، در حالى كه خديجه در غرفهء خود نشسته بود ، وارد مكّه شد . خديجه به استقبال او دويد و او را وارد غرفه كرد . پيامبر با بيان شيرين خود ، جريان كالاها را تشريح كرد ،
هامش
( 1 ) . متن تاريخ چنين است : امضوا بنا إلى دار خديجة بنت خويلد حتى نسألها أن تعطي محمدا مالا يتّجر به - « بحار الانوار ، ج 16 ، ص 22 » . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 16 .