او حمايت مىكنند و از قريش همسرى انتخاب مىنمايد كه سرور زنان قريش است .
سپس اشاره به خديجه نمود و گفت : خوشا به حال كسى كه افتخار همسرى او را به دست آورد . « 1 »
3 . ورقه ( عموى خديجه ) از دانايان عرب بود و اطلاعات فراوانى دربارهء كتابهاى عهدين داشت و مكرر مىگفت : مردى از ميان قريش از طرف خدا براى هدايت مردم برانگيخته مىشود و يكى از ثروتمندترين زنان قريش را مىگيرد و چون خديجه ثروتمندترين زنان قريش بود ؛ از اين لحاظ گاهوبيگاه به خديجه مىگفت : روزى فرا مىرسد كه تو با شريفترين مرد روى زمين وصلت مىكنى .
4 . خديجه ، شبى در خواب ديد : خورشيد ، بالاى مكّه چرخ خورد و كم كم پايين آمد و در خانهء او فرود آمد . خواب خود را براى ورقه نقل كرد . وى چنين تعبير نمود :
با مرد بزرگى ازدواج خواهى نمود كه شهرت او عالمگير خواهد شد .
اينها جريانهايى است كه بعضى از مورخان « 2 » نقل كردهاند و در بسيارى از كتابهاى تاريخى نيز ثبت شده است . مجموع اينها ، علل تمايل خديجه را آفتابى مىكند كه بيشتر مولود ايمان و اعتقاد او به معنويت جوان قريش بود و اينكه امين ، براى تجارت او از ديگران مناسبتر است ؛ شايد كمترى اثرى در ايجاد اين وصلت نداشته است .
كيفيّت خواستگارى خديجه
قدر مسلم اين است كه پيشنهاد ، ابتدا از طرف خود خديجه بوده است . ابن هشام « 3 » چنين نقل مىكند : خديجه ، شخصا تمايلات خود را اظهار كرد و چنين گفت :
عموزاده ! من بر اثر خويشى كه ميان من و تو برقرار است و آن عظمت و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 20 .
( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 104 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 204 .