مىگذراندند . مدّتى در بيابانها به تربيت حيوانات اشتغال مىورزيدند تا در طريق تربيت انسانها شكيبا و بردبار باشند و تمام مصايب و سختىها را آسان بشمارند ، زيرا اگر شخصى توانست دشوارىهاى تربيت حيوان را - كه از نظر هوش و فهم با انسان قابل مقايسه نيست - بپذيرد ؛ قطعا خواهد توانست هدايت گمراهان را كه شالودهء فطرت آنان را ايمان به خدا تشكيل مىدهد ، بر عهده بگيرد .
در حديثى آمده است :
ما بعث اللّه نبيّا قطّ حتّى يسترعيه الغنم ليعلمه بذلك رعيّة الناس « 1 » ؛ خدا هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد ، مگر اينكه او را بر شبانى گمارد تا از اين طريق ، تربيت مردم را به او بياموزد .
پيامبر اسلام نيز قسمتى از عمر خود را در همين راه گذرانيد . بسيارى از سيرهنويسان ، اين جمله را نقل نمودهاند كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
« تمام پيامبران پيش از آنكه به مقام نبوت برسند ، مدتى چوپانى كردهاند . عرض كردند : آيا شما نيز شبانى نمودهايد ؟ فرمود : بلى . من مدتى گوسفندان اهل مكّه را ، در سرزمين « قراريط » شبانى مىكردم » . « 2 »
شخصيتى كه بايد با ابو جهلها و ابولهبها مبارزه كند و از افراد زبون - كه اندازهء شعور و ادراكشان خضوع در برابر هر سنگ و چوبى بود - افرادى بسازد كه در برابر هيچ ارادهاى ، جز ارادهء حق خاضع و تسليم نشوند ، مىبايست مدتها از راههاى گوناگون ، درس صبر و شكيبايى را بياموزد .
علّت ديگر
براى اين كار علّت ديگرى مىتوان يادآورى كرد : براى آزادمردى كه در عروق او
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، مادهء نبى .
( 2 ) . ما من نبيّ إلا و قد رعى الغنم ، قيل و أنت يا رسول اللّه ؟ فقال : أنا رعيتها لأهل مكّة بالقراريط . « سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 166 » .