معروفيت داشت ؛ وضع دشوار زندگى برادرزاده ، او را وادار نمود كه برايش شغلى در نظر بگيرد . از اين لحاظ ، به برادرزادهء خود چنين پيشنهاد كرد : « خديجه » دختر « خويلد » كه از بازرگانان قريش است ؛ دنبال مرد امينى مىگردد كه زمام تجارت او را بر عهده بگيرد و از طرف او در كاروان بازرگانى « قريش » شركت كند و مال التجاره او را در شام به فروش برساند ، چه بهتر ، اى محمد ! خود را به وى معرفى كنى . « 1 »
مناعت و بلندى روح پيامبر ، مانع از آن بود كه مستقيما بدون هيچ سابقه و درخواستى ، پيش « خديجه » برود و چنين پيشنهادى كند . از اين لحاظ به عموى خود چنين گفت : شايد خود خديجه دنبال من بفرستد ، زيرا مىدانست او در ميان مردم به لقب « امين » معروف است . اتفاقا جريان نيز همين طور شد . وقتى « خديجه » از مذاكرهء ابو طالب با پيامبر آگاهى پيدا كرد ، فورا كسى را دنبال پيامبر فرستاد و گفت : چيزى كه مرا شيفتهء تو كرده است ، همان راستگويى ، امانتدارى و اخلاق پسنديدهء تو است و من حاضرم دو برابر آنچه به ديگران مىدادم ، به تو بدهم و دو غلام خود را همراه تو بفرستم كه در تمام مراحل فرمانبردار تو باشند . « 2 »
رسول خدا ، جريان را براى عموى خود بيان كرد . وى در پاسخ چنين گفت : اين پيشامد وسيلهاى است براى زندگى كه خدا آن را به سوى تو فرستاده است . « 3 »
در اينجا يادآورى اين نكته لازم است كه : آيا پيامبر در كاروان قريش به عنوان « اجير خديجه » شركت كرد و يا با پيامبر ، قرارداد بست كه در منافع كالاهاى بازرگانى سهيم گردد و جريان به صورت عقد « مضاربه » انجام گرفت ؟
مقام و موقعيت بيت هاشمى ، عزت نفس و مناعت طبع پيامبر ، ايجاب مىكند كه جريان به صورت دوم انجام گيرد و اين مطلب را دو چيز تأييد مىكند :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 22 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 189 ؛ الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 24 .
( 3 ) . إنّ هذا الرّزق ساقه اللّه إليك .