كثير » عبارت بود از : « فضل بن فضاله » ، « فضل بن الحارث » و « فضل بن وداعة » . « 1 »
چون پيمانى كه عدهاى از قريش با هم بسته بودند ؛ از نظر هدف ( دفاع از حقوق مظلوم ) با « حلف الفضول » يكى بود ، از اين نظر نام اين اتحاد و هم پيمان شدن را نيز « پيمان فضول » ناميدند .
بيست سال پيش از بعثت ، مردى در ماه « ذى القعده » وارد « مكّه » شد و متاعى در دست داشت . اتفاقا « عاص بن وائل » آن را خريد ، ولى مبلغى را كه متعهد شده بود در عوض آن بپردازد ، نپرداخت . مشاجره ميان آنان درگرفت ، چشم فروشنده كالا به « قريش » افتاد كه در كنار كعبه نشسته بودند . نالهاش بلند شد ، اشعارى چند سرود ، قلبهاى مردانى را كه در عروق آنان ، خون غيرت مىجوشيد تكان داد . از آن ميان « زبير بن عبد المطلب » برخاست و عدهاى نيز با او هم صدا شده ، در خانهء « عبد اللّه بن جدعان » انجمن نمودند و با همپيمان بسته و هم قسم شدند كه دست به اتحاد و اتفاق زنند و تا آنجا كه امكانات موجود اجازه مىدهد ، حقوق مظلوم را از ستمگر بگيرند .
مراسم پيمان تمام شد ، از آنجا برخاستند و به سوى « عاص بن وائل » آمدند و متاعى را كه خريده و عوض آن را نپرداخته بود از وى گرفته به صاحبش رد كردند .
سرايندگان عرب ، اشعارى در خصوص اين « پيمان » سرودهاند . « 2 »
رسول گرامى صلى اللّه عليه و آله و سلّم در اين پيمان كه حيات مظلومان را بيمه مىكرد ، شركت نمود و دربارهء عظمت اين پيمان ، جملههايى فرموده كه اينك دو فراز از آن را نقل مىكنيم :
« در خانه عبد اللّه جدعان ، شاهد پيمانى شدم كه اگر حالا نيز ( پس از بعثت ) مرا به آن پيمان فرا خوانند ، اجابت مىكنم ، يعنى حالا نيز به عهد و پيمان خود وفا دارم » . « 3 »
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 292 .
( 2 ) . از آن جمله زبير است كه چنين گفت :إنّ الفضول تعاقدوا و او تحالفوا * أ لا يقيم ببطن مكة ظالمأمر عليه تعاقدوا و تواثقوا * فالجار و المعتر فيهم سالم( 3 ) . لقد شهدت في دار عبد اللّه بن جدعان حلفا لو دعيت به في الإسلام لأجبت .