ضربت آن بىاثر نمىگردد . « 1 »
قدرت روحى پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم
در جبين عزيز « قريش » از دوران كودكى و جوانى ، آثار قدرت و شجاعت ، صلابت و نيرومندى نمايان بود . وى در سن نوجوانى ، در يكى از جنگهاى قريش با طايفهء « هوازن » كه آن را « حرب فجار » « 2 » مىنامند ، شركت داشت . كار او در جبهه رزم ، تير رساندن به عموهايش بود . ابن هشام در سيرهء خود « 3 » ، اين جمله را از آن حضرت نقل مىفرمايد كه فرمود : « كنت أنبّل على أعمامي ؛ به عموهايم تير مىدادم تا پرتاب كنند » .
شركت او در اين جنگ ، آنهم با اين سن ما را به شجاعت آن حضرت رهبرى مىكند و روشن مىشود كه چرا امير مؤمنان دربارهء پيامبر مىفرمايد : « هر موقع كار در جبههء جنگ ، بر ما [ سربازان اسلام ] سخت و دشوار مىشد ، به پيامبر پناه مىبرديم و كسى از ما به دشمن از او نزديكتر نبود » . « 4 »
ما به خواست خدا ، در بخش جهاد مسلمانان با مشركان ، به اصول تعليمات نظامى اسلامى اشاره كرده و طرز مبارزه آنان را كه همگى به دستور آن حضرت صورت مىگرفت ؛ بيان خواهيم نمود و اين خود يكى از بحثهاى شيرين تاريخ اسلام است .
هامش
( 1 ) . أمّا بعد فقد بعثت إليكم عبدا من عباد اللّه ، لا ينام أيّام الخوف ، و لا ينكل عن الأعداء ساعات الرّوع . أشدّ على الفجّار من حريق النّار ، و هو مالك بن الحارث أخو مذحج ، فاسمعوا له و أطيعوا أمره فيما طابق الحقّ ، فإنّه سيف من سيوف اللّه لا كليل الظّبة و لا نابى الضّريبة . « نهج البلاغه عبده ، ج 3 ، ص 92 » .
( 2 ) . در گذشته يادآور شديم كه برخى از سيرهنويسان شركت پيامبر را در جنگ « فجار » انكار كردهاند .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 186 ؛ ابن اثير در « النهايه » پس از نقل حديث و ضبط « انبّل با تشديد مىگويد : إذا ناولته النبل يرمى ، به مادهء « نبل » مراجعه شود .
( 4 ) . كنّا إذا احمرّ البأس اتّقينا برسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، فلم يكن أحد منّا أقرب إلى العدوّ منه . « نهج البلاغه عبده ، ج 3 ، ص 214 » .