كتابهاى عهدين گرفته باشد ، بايد گفتار او هم آميخته با خرافات و افسانهها باشد . « 1 »
6 . اگر راهب راه شام ، اين قدر اطلاعات علمى و دينى داشت كه پيامبرى را مانند رسول خدا تحويل جامعه دهد ، پس چرا خود او كوچكترين اشتهارى پيدا نكرد ؟ پس چرا غير « محمد » را تربيت ننمود ؛ در صورتى كه آستان او پيوسته زيارتگاه مردم بود .
7 . نويسندگان مسيحى ، محمّد را مردى امين و راستگو مىدانند و آيات قرآن حاكى است كه او از قصص و سرگذشت پيامبران و اقوام پيشين اطلاع نداشته است و آگاهىهاى او جز از طريق وحى از راه ديگرى به او نرسيده است . خداوند در قرآن مىفرمايد :
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
« 2 » ؛ تو هنگامى كه ما امر رسالت را بر دوش موسى گذاشتيم ، شاهد و ناظر نبودى .
قرآن ، پس از نقل جريان نوح ، چنين مىفرمايد :
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا . . .
« 3 » ؛ اين اخبار غيبى است كه به تو وحى كرديم كه پيش از اين ، نه تو و نه قومت از آن آگاهى نداشتيد .
اين آيات روشن مىسازد كه پيامبر از اين ماجراها آگاهى نداشته است و نيز قرآن مىفرمايد :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
« 4 » ؛ اين از اخبار غيبى است كه بر تو وحى كرديم و تو نزد آنها نبودى كه قرعه مىزدند كدام يك بايد كفالت مريم را به عهده بگيرند ( و هر كدام مىخواستند اين افتخار را ببرند و نزديك بود كه كار به خصومت بكشد ، سرانجام به قرعه راضى شدند ) .
هامش
( 1 ) . از طريق مقايسه قرآن و تطبيق مطالب با متون تورات و انجيل ارزش اين تهمت كاملا روشن مىگردد و ما اين كار را در كتاب راز بزرگ رسالت انجام دادهايم .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 44 .
( 3 ) . هود ( 11 ) آيهء 49 .
( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 44 .