عمل بىفايده از كسب و كار بازبماند ؟ . . . » « 1 » ميرزا آقا خان كرمانى هم مىنويسد : « آئين عزادارى و ماتمگرى روح شادى و كامرانى را از ميان اين ملّت بر انداخته ، روزشان را چون شب تار ساخته است ، ايرانيان با حبيب بن مظاهر هيچ قرابت و خويشى ندارند ، روز سوگوارى هزار سال پيش را برپا مىكنند و بر مظلومان آن زمان مىگريند » « 2 »
اما رضا خان ، كه روزى براى جذب افكار مذهبيها ، در مجالس عزا شركت مىكرد ، پس از مسلّط شدن ، به برخورد حذفى با عزادارى سيد الشهدا « ع » پرداخت . به اين دو نقل توجه كنيد : امام خمينى « ره » مىفرمايد : « وقتى كه او ( رضا خان ) آمد ، ابتداء شروع كرد به اظهار ديانت و اظهار چه و روضهخوانى و سينه زنى و گاهى ماه محرّم در همهء تكيههايى كه در تهران بود مىرفت و مىگرديد ، خودش تا وقتى كه سوار مطلب شد ، سلطه پيدا كرد .
همين آدمى كه اينطور مجلس روضه داشت ، هم آنطور سينه زن و ارتش مىآمد به سينه زنى . . . ، همين آدمى كه اين دستگاه روضه را داشت ، همچو قدغن كرد دستگاه خطابه و وعظ و روضه و همهء اينها را كه در تمام ايران شايد يك مجلس علنى نبود ، اگر بود در خفا ، در بعضى شهرها در خفا و به صورتهاى مختلف و با اسمهاى مختلف . » « 3 »
امّا نقل ديگر : « پهلوى پس از به سلطنت رسيدن ، نخست محلّ روضهء قزّاقخانه را به تكيه دولت منتقل نمود و از شكوه و جلال و مدّت آن كاست و پس از چند سالى بكلّى متروك گردانيد ، سپس شهربانى براى برقرارى مجالس عزادارى موانع و مشكلاتى به وجود آورد كه قبلا بايستى تحصيل اجازه نمود . و بعدا هم حركت دستههاى عزادار در ايّام عاشورا را ممنوع گردانيد و اگر احيانا در بعضى از خانهها محرمانه مراسم عزادارى به عمل مىآمد ، صاحبان خانه تحت تعقيب قرار مىگرفتند و به زندان مىافتادند ، بعدا به جاى عزادارى ، كاروان شادى ( كارناوال ) در ايّام عاشورا به راه انداختند و صنوف را مجبور كردند كه در برپايى كارناوال پيش قدم شده ، هر صنفى دستهء خود را شركت دهد .
خوب بخاطر دارم در اواخر سلطنت پهلوى حركت كارناوال مصادف بود با شب عاشورا و در كاميونها دستجات رقّاصه با ساز و آواز به پايكوبى و رقص در شهر به گردش در آمده بودند ، در عوض اگر احيانا افرادى از ذاكرين با عبا و عمّامه ديده مىشدند ، تحت تعقيب
هامش
( 1 ) - نهضت امام خمينى ، ج 3 ، ص 43 به نقل از انديشههاى آخوند زاده .
( 2 ) - همان ، ص 46 .
( 3 ) - صحيفهء نور ، ج 7 ، ص 4