تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
فتنه‌انگيزيهايش بر شمرد و حكومت معاويه را بزرگترين فتنه دانست و مبارزه با معاويه را برترين جهاد و موجب قرب به خدا بر شمرد : « و انّى و اللّه ما اعرف افضل من جهادك فان افعل فانّه قربة الى ربّى و ان لم افعله فاستغفر اللّه لدينى . . . و اعلم انّ اللّه ليس بناس لك قتلك بالظنّة و اخذك بالتّهمة و امارتك صبيّا يشرب الشّراب و يلعب بالكلاب . . . » . « 1 » همچنين ابا عبد الله « ع » يك سال پيش از مرگ معاويه در يك سخنرانى عمومى در موسم حج ، از معاويه بعنوان طاغوت ياد كرد و ستمهاى او را بر شمرد و از مردم خواست چون به شهرهاى خود بازگشتند ، سخنان آن حضرت را به مردم برسانند و آنان را به حقّ فراموش‌شدهء اهل بيت فرا خوانند ، چرا كه بيم زوال اسلام و از بين رفتن حق در كار است . « 2 » امام حسين « ع » پيش از يزيد ، با پدرش معاويه و بنى اميّه مخالف بود ، آن هم نه نزاعى شخصى ، بلكه نزاع مكتبى ، وقتى از آن حضرت دربارهء بنى اميّه پرسيدند ، فرمود : « انّا و هم الخصمان اللّذان اختصما فى ربّهم . . . » « 3 » و اين نزاع ، پيوسته در گفتگوها و مجادلات ، محسوس بود . خود معاويه هم مىدانست كه سيد الشهدا « ع » هرگز سازش نخواهد كرد و در وصيّتى كه پيش از مرگ به يزيد داشت ، به او گفت كه از مخالفت چهار نفر از قريش كه مهمترين آنان حسين بن على « ع » است بيم دارد و هشدار داد كه اهل عراق ، او را وادار به خروج بر ضدّ يزيد مىكنند و توصيه كرد كه : « و امّا الحسين ، . . . و ايّاك و المكاشفة له فى محاربة سلّ سيف او محاربة طعن رمح . . . و ايّاك يا بنيّ ان تلقى اللّه بدمه فتكون من الهالكين » . « 4 » پس از مرگ معاويه در رجب سال 60 هجرى و هجرت امام به مكّه ، كوفيان نامه به آن حضرت نوشتند و ضمن سپاس خداوند بر مرگ دشمن جبّار امام حسين « ع » از آن حضرت درخواست كردند به كوفه آيد و محور حركت و تجمّع آنان در مبارزه بر ضدّ شاميان شود . « 5 » معاويه در تحكيم سلطهء بنى اميّه بر مسلمانان و روى كار آمدن يزيد و جنايتهاى بعدى سهم عمده داشت . در زيارت عاشورا اشاره است به اينكه بنى اميّه و پسر هند جگرخوار كه به زبان خدا و رسول خدا ملعون است ، روز عاشورا را روز شادمانى قرار دادند . آنگاه
هامش
( 1 ) - الغدير ، علامهء امينى ، ج 10 ، ص 161 . ( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 198 ، موسوعة كلمات الامام الحسين ، ص 271 . ( 3 ) - حياة الامام الحسين بن على ، ج 2 ، ص 234 . ( 4 ) - همان ، ص 237 ، الفتوح ، ابن اعثم كوفى ، ج 4 ، ص 332 . ( 5 ) - مع الحسين فى نهضته ، ص 76 به نقل از مقتل خوارزمى .