تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
خطاب به محمد حنفيّه ، آن سخنان معروف خويش را ( لم اخرج اشرا و لا بطرا . . . ) نوشت . « 1 » در حادثهء كربلا ، همكارى نداشت . دهخدا مىنويسد : « بعد از شهادت امير المؤمنين « ع » مانند ساير بنى هاشم گوشه‌گير و منزوى بود . پس از يزيد ، مختار بن ابى عبيده او را امام خواند و به نام او بر عراق مستولى گرديد . در سال 66 هجرى عبد الله بن زبير كه خود مدعى خلافت بود ، وى را به بيعت و متابعت خويش ، اكراه مىكرد و او تن در نمىداد . . . فرقهء كيسانيّه او را امام خويش دانند و گويند به جبل رضوى زنده باشد . » « 2 » وى در سال 81 در ايّام عبد الملك در مدينه از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد . « 3 »

محمل - كجاوه

مخالفان بيعت با يزيد

يزيد بن معاويه و واليان او ، پس از مرگ معاويه از مردم و شخصيّتها مىگرفتند . امّا كسانى هم زير بار بيعت نرفتند . از جمله كسانى كه علنا بيعت با يزيد را ردّ كردند و زير بار حكومت او نرفتند و از او انتقاد كردند ، اينان بودند : حسين بن على « ع » ، عبد الرحمن بن ابى بكر ، عبد الله بن زبير ، منذر بن زبير ، عبد الرحمن بن سعيد ، عابس بن سعيد و عبد الله بن حنظله . « 4 » سيد الشهدا « ع » دعوت وليد ، والى مدينه را براى بيعت ردّ كرد و ضمن سخنى كه فضايل دودمان رسالت را برشمرد و به ننگهاى يزيد اشاره داشت ، فرمود : « . . . و مثلى لا يبايع لمثله » « 5 » و به مروان نيز كه آن حضرت را مىخواست به بيعت وادارد ، فرمود : « ويحك ! أ تأمرني ببيعة يزيد و هو رجل فاسق ؟ » « 6 » ( آيا مرا به بيعت مردى فاسق چون يزيد فرا مىخوانى ؟ ) سيد الشهدا « ع » بيعت با يزيد را به معناى قبول سلطهء جور و رضا دادن به هدم اسلام مىديد . از اين رو و براى نجات اسلام و امّت از حكومت فاسقان ، بيعت نكرد و سفر مكّه ، سپس راه كربلا را در پيش گرفت . - بيعت
هامش
( 1 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 262 . ( 2 ) - لغت‌نامه ، دهخدا . ( كلمهء ابن حنفيّه ) . ( 3 ) - مروج الذّهب ، ج 3 ، ص 116 . ( 4 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 209 . ( 5 ) - بحار الانوار ج 44 ، ص 325 . ( 6 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ، ص 284 .
فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 408 | جواد محدثى