تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
هدف ، نثار « خون » لازم داشت كه در عاشورا انجام يافت . و تفسير « خون » و رسواگرى ظالم لازم داشت كه با برنامهء اسراى اهل بيت تحقّق يافت . در خون شهداى كربلا و سيد الشهدا « ع » ، قيامت و رسالت و آزادگى نهفته بود . و اين محتوا چه خوب در اين اشعار « حسين الأعظمى » بازگو شده است :
شهيد العلى ما انت ميت و انّما * يموت الّذى يبلى و ليس له ذكر
و ما دمك المسفوك الّا قيامة * لها كلّ عام يوم عاشورا حشر
و ما دمك المسفوك الّا رسالة * مخلّدة لم يخل من ذكرها عصر
و ما دمك المسفوك الّا تحرّر * لدنيا طغت فيها الخديعة و المكر
و هدم لبنيان على الظّلم قائم * بناه الهوى و الكيد و الحقد و الغدر « 1 »
و اين اهداف و آرمانها در فارسى چنين سروده شده است :
بزرگ فلسفهء قتل شاه دين اين است * كه مرگ سرخ به از زندگى ننگين است
حسين مظهر آزادگى و آزادى است * خوشا كسى كه چنينش مرام و آيين است
نه ظلم كن به كسى نى به زير ظلم برو * كه اين مرام حسين است و منطق دين است
همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب كافى است * اگر چه گريه بر آلام قلب تسكين است
ببين كه مقصد عالى وى چه بود اى دوست * كه درك آن سبب عزّ و جاه و تمكين است
ز خاك مردم آزاده بوى خون آيد * نشان شيعه و آثار پيروى اين است « 2 »
يكى از زيباترين سروده‌هايى كه ماهيت و حوادث و چهره‌ها را در قيام عاشورا ترسيم كرده است ، از حبيب الله قاآنى شيرازى ( م 1208 ) به صورت سؤال و جواب است :
بارد چه ؟ خون ! كه ؟ ديده ، چه سان ؟ روز و شب ! چرا ؟ * از غم ، كدام غم ؟ غم سلطان كربلا !
نامش چه بد ؟ حسين ! ز نسل كه ؟ از على ! * مامش كه بود ؟ فاطمه ! جدّش كه ؟ مصطفى
چون شد ؟ شهيد شد ! به كجا ؟ دشت ماريه * كى ؟ عاشر محرّم ! پنهان ؟ نه ، بر ملا
شب كشته شد ؟ نه ، روز ، چه هنگام ؟ وقت ظهر * شد از گلو بريده سرش ؟ نى ، نى ، از قفا !
سيراب كشته شد ؟ نه ! كس آبش نداد ؟ داد ! * كه ؟ شمر ، از چه چشمه ! ز سرچشمهء فنا !
مظلوم شد شهيد ؟ بلى ! جرم داشت ؟ نه ! * كارش چه بُد ؟ هدايت ! يارش كه بُد ؟ خدا
اين ظلم را كه كرد ؟ يزيد ! اين يزيد كيست ؟ * ز اولاد هِند ، از چه كس ؟ از نطفهء زنا
هامش
( 1 ) - مأساة الحسين « ع » ، عبد الوهّاب الكاشى ، ص 29 . ( 2 ) - خوشدل تهرانى .