تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ماتم براى او برپا داشت و از ماده‌اى براى اشكبار شدن چشمانش استفاده مىكرد . « 1 » عظيم‌ترين ماتم تاريخ ، همان حادثهء جانگداز كربلاست كه هرگز از شور و سوز آن كاسته نمىشود . به قول محتشم :
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است * باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
ايّام عاشورا براى شيعه ، فصل گريستن و به عزاى حسينى نشستن است و اين سنّت دينى مايهء بقاى ياد حماسه‌سازان عاشورا گشته است . عاشورا براى پيروان اهل بيت ، روز غم و اندوه و براى جفاكاران مخالف عترت ، روز شادى بوده است . سرزمين شام و عراق در اين زمينه دو روش مخالف هم داشته است ، سيّد رضى در يكى از اشعارش از سوگواريهاى سرزمين عراق ياد مىكند كه شاميان ، همانها را روز عيد و جشن مىدانستند :
كانت مآتم بالعراق تعدّها * امويّة بالشّام من اعيادها » « 2 »
حضرت سجاد « ع » نيز در شعرى از سختيهاى روزگارشان پس از عاشورا و محنتهاى جانكاه آن روزگار سخن مىگويد ، از جمله مىفرمايد :
يفرح هذا الورى بعيدهم * و نحن اعيادنا مآتمنا « 3 »
اين مردم به عيدشان خوش‌حال مىشوند ، در حالى كه عيدهاى ما ، سوگ و ماتم ماست . اين مضمون همان سخن معروف است كه : « بنى اميّه براى ما عيد نگذاشتند » . - عزادارى ، مجالس حسينى ، تكيه ، گريه ، جامهء سياه ، سياه‌جامگان

ماريه ، بنت سعد

ماريه ، به معناى سپيد درخشان رنگ تابان بدن . « 4 » ماريه دختر سعد ، بانوى شجاع و شيعى از مردم بصره بود كه خانه‌اش پايگاه تجمّع شيعه در اين شهر محسوب مىشد . فضايل و تعاليم اهل بيت از آنجا منتشر مىگشت . در ايام نهضت كربلا ، عدّه‌اى كه به اين خانه تردّد داشتند ، براى يارى امام حسين « ع » به كوفه رفتند . « 5 »

مالك بن دودان

از شهداى عاشوراست . هنگامى كه به ميدان رفت ، چنين رجز مىخواند :
هامش
( 1 ) - همان ، ص 170 ، فروع كافى ، ج 1 ، ص 466 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 250 . ( 3 ) - همان ، ج 46 ، ص 92 . ( 4 ) - لغت‌نامه ، دهخدا . ( 5 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 328 .
فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 396 | جواد محدثى