امام خمينى « ره » فرموده است : « اين كلمهء كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا ، يك كلمهء بزرگى است . . . همه روز بايد ملّت ما اين معنى را داشته باشد كه امروز روز عاشورا است و ما بايد مقابل ظلم بايستيم و همين جا هم كربلاست و بايد نقش كربلا را ما پياده كنيم ، انحصار به يك زمين ندارد . انحصار به يك افراد نمىشود . قضيّه كربلا منحصر به يك جمعيت هفتاد و چند نفرى و يك سرزمين كربلا نبوده ، همهء زمينها بايد اين نقش را ايفا كنند . » « 1 »
- وارث ، هل من ناصر ، شهادت ، درسهاى عاشورا
كمكى رفتن
در عرف رايج هيئتهاى عزادارى ، براى باشكوهتر برگزار شدن مراسم ، گاهى افراد يك تكيه يا هيئت به كمك يكديگر مىرفتند و با هم عزادارى مىكردند و نوبت بعد ، آنان به كمك اينها مىرفتند . اين دستههاى كمكى با توافق و اعلام قبلى سران هيئتها به ديدار هم مىرفتند . هنگام استقبال و بدرقهء دستههاى عزادار كه به كمك مىآمدند ، اشعار و نوحههاى خاصّى مىخواندند كه نشان سپاس از آنان و درخواست قبولى عزادارى از سوى خداوند بود . اين سنّت ، الهامبخش روح تعاون و يارى در راه گراميداشت مراسم عزادارى است و تلاش در رونق بخشيدن به دستگاه ابا عبد اللّه « ع » را به پيروان راهش درس مىدهد .
- دستههاى عزادارى ، شام غريبان ، مراسم و سنّتها
كميت بن زيد اسدى « 2 »
از شاعران برجستهء شيعه كه سرودههايش دربارهء اهل بيت و مرثيهء امام حسين عليه السلام معروف است . كنيهء او « ابو المستهلّ » و اهل كوفه بود . هوادارى شديد از بنى هاشم مىكرد و با سرودههايش آنان را مىستود . مشهورترين شعرش « هاشميات » است . « در وى خصالى بود كه هيچ شاعر نداشت : خطيب بنى اسد ، فقيه شيعه ، سوار كارى دلير ، بخشنده و تيرانداز بود و در ميان قومش كسى مهارت او را در تيراندازى نداشت . « 3 » ولادتش در سال
هامش
( 1 ) - صحيفهء نور ، ج 9 ، ص 202 .
( 2 ) - كميت در لغت ، به معناى اسب نيك سرخ فش و دم سياه است ، اسب سرخرنگ كه به سياهى بزند و يال و دم او سياه باشد ( لغتنامهء دهخدا ) و اين كه مىگويند : كميتش لنگ است ، كنايه از عجز و ناتوانى است .
( 3 ) - لغتنامه ، دهخدا .