يكى بنشيند ، نشيمن روپوش دار . « 1 » در منابع و مقتلها آمده است كه امام سجاد « ع » را در طول سفر اسارت ، بر شتر بىجهاز و كجاوه نشانده بودند . يا آنكه زنان و كودكان اهل بيت ، بر كجاوهها نشسته بودند . « 2 » در بعضى نقلها آمده است كه چون در كوفه سر ابا عبد اللّه « ع » را پيشاپيش سرها آوردند و چشم زينب بر آن سر تابان افتاد ، پيشانى خود را به جلوى محمل زد و خون از زير مقنعهاش بيرون آمد و خرقهاى طلبيد تا آن را ببندد . شعر « يا هلالا لمّا استتمّ كمالا . . . » را نيز آنجا خواند . « 3 »
- عمارى
كربلا
قبلهء اهل حقيقت كربلاست * كربلا ، او قبلهء اهل ولاست
گرچه دارد كعبه ، مروه با صفا * ليك ، كى دارد مناى كربلا ؟
كعبه را گر زمزم است آب حيات * كربلا را آب خضر آمد فرات
رونما عارف ، صلات ركعتين * در خم ابروى محراب حسين
« كربلا » ، مدفن سيد الشهداست ، سرزمينى كه عظيمترين حماسهء خدايى بشر ، در عاشوراى سال 61 در آن اتفاق افتاد و موجش سراسر تاريخ و پهنهء جهان را فرا گرفت .
خاك آن ، بوى خون مىدهد و تربت كربلا مقدّس و الهامبخش است و در فضيلت آن ، روايات بسيارى نقل شده است . « 4 »
امام على « ع » پس از جنگ صفّين ، هنگام عبور از كربلا همراه برخى همراهان ، چشمانش پر از اشك شد و فرمود : اينجاست محلّ فرود آمدنشان . . . و اينجاست شهادتگاه عاشقان بىنظير كه در گذشته و آينده ، نمونه ندارند : « . . . مصارع عشّاق شهداء لا تسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من بعدهم . . . » « 5 » و به همين خاطر ، « كربلا » سمبل ايثار و جانبازى و شهادت طلبى و شوق و شور حماسى شناخته شده است و در طول تاريخ نيز ، كانون عشقهاى برتر بوده و همچون مغناطيسى ، دلهاى مشتاق و شيداى معرفت را به سوى خود
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - الفتوح ، ابن اعثم ، ج 5 ، ص 147 .
( 3 ) - عوالم ( امام حسين ) ، ص 373 .
( 4 ) - ر . ك : سفينة البحار ، ج 2 ، ص 11 و 475 . معروفت كه : « كلّ ارض كربلاء و كلّ يوم عاشورا » . دربارهء اين مرقد مطهّر از جمله « چهل حديث كربلا » ، نشر معروف نيز منتشر شده است .
( 5 ) - همان ، ص 197 و 475 .