راه انداختن ، كتل بستن ، يعنى دستههاى عزادارى با علم و كتل برپا كنند و بگردانند . به علامت و اسبانى هم كه به هيئت و شكل مخصوصى در روزهاى عزا حركت دهند ، علم و كتل مىگويند . « 1 » « تكيههاى مشهور در گذشته ، كتل مىبستند . يعنى پسر بچهء دو سه سالهاى را در حالى كه غرق در جواهرات و طلاجات مىكردند ، بر اسب زينت كردهاى مىنشاندند و عدّهاى از جوانان قوى هيكل و بزن بهادر را با شمشير و قدّاره به منظور حفاظت در اطراف آن مىگماردند و ادّعا داشتند كه هيچ كس نمىتواند كودكى را با اين همه طلا و جواهر از جمع عزاداران ما بيرون ببرد و اين را نشانهء برترى و قدرتمندى دسته و تكيهء محلهء خود مىدانستند . عدّهاى از مردم براى سلامتى پسر دو سه سالهء خود ، نذر مىكردند كه او را كتل كنند . . . » « 2 » اين نيز تعريف ديگرى از كتل است ، متفاوت با معناى نخست ، بازهم دريغ و افسوس ، از پرداختن به شكلها و ظواهر و غفلت از محتواى عاشورا و روح كربلا !
- علامت ، توغ ، نخل ، تعزيه
كتيبه
پارچههايى مشكى كه مزيّن به اشعار « محتشم كاشانى » است و با خط نستعليق نوشته شده و در ايّام محرّم و ساير روزهاى سوگوارى ، مساجد ، حسينيّهها ، تكايا و مجالسى را كه در آنها اقامهء عزا مىشود ، سياهپوش مىكنند . در اين اشعار ، اغلب از همان تركيب بند معروف محتشم ( باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است ) استفاده مىشود . البته كتيبه ، به هر نوع نوشته هم گفته مىشود كه در ساختمانها به كار مىرود . « آنچه با خط نسخ يا نستعليق و يا به خطّ طغرا و يا به خطّ كوفى بر دورهء ديوار مساجد و مقابر و اماكن متبرّكهء يا سر در دروازهء امرا و بزرگان نويسند ، يا نقش كنند . » « 3 » كتيبهنويسى از هنرهاى عمده ، در بخش خطّاطى است و خطاطان معروفى هنر دينى خويش را در كتيبههاى مساجد و بناهاى مذهبى تجلّى دادهاند .
- محتشم كاشانى
كجاوه
محمل ، هودج ، عمارى ، نشيمن و جايگاهى كه بر شتر و استر بار كنند و در هر طرفى
هامش
( 1 ) - لغتنامه ، دهخدا .
( 2 ) - تاريخ تكايا و عزادارى قم ، ص 214 .
( 3 ) - لغتنامه ، دهخدا .