تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
قربانى شدن و قربانى دادن ، رمز پيروزى و عزّت است . ملّتهايى كه در راه « آزادى » گام برداشته و بر مىدارند ، همواره قربانيان بسيارى را تقديم آستان آزادى كرده‌اند و اگر گروهى آمادهء فداكارى نباشند ، به اهداف خود نمىرسند . حقيقت و دين و حيات كرامتمندانه ، آن قدر ارزشمند و متعالى است كه بايد قربانيانى چون حسين « ع » فداى آن شوند . از عظمت قربانى ، مىتوان به عظمت چيزى پى برد كه كسى مانند سيد الشهدا « ع » در آن راه قربان مىشود و هفتاد و دو عزيز را قربان مىكند .
اى كرده به كوى دوست هفتاد و دو قربانى * قربان شومت اين رسم ، ماند از تو به دورانها
قربانى هر كس شد با حرمت و نشنيديم * دست و تن قربانى ، افتد به بيابانها « 1 »
- شهادت ، كربلا ، ثار اللّه ، درسهاى عاشورا

قرّه بن ابى قرّهء غفارى

از شهداى كربلا از قبيلهء غفار است . رجزى كه در ميدان جنگ مىخواند ، چنين بود :
قد علمت حقّا بنو غفار * و خندف بعد بنى نزار
بانّنى اللّيث لدى الغبار * لأضربنّ معشر الفجّار
ضربا فجيعا عن بنى الأخيار « 2 »
كه در اين رجز ، ضمن معرفى خويش و فاجر دانستن دشمن ، رزم خود را در دفاع از فرزندان اخيار دانسته است .

قسم دادن به قرآن

روز عاشورا ، چون امام حسين « ع » اصرار كوفيان را بر كشتن او ديد ، قرآن را گرفت و باز كرد و بر سر نهاد و صدا زد : ميان من و شما ، قرآن و جدّم رسول خدا « ص » داور باد ! اى گروه ! چرا ريختن خونم را روا مىشماريد ؟ مگر من فرزند پيامبر شما نيستم ؟ . . . آنگاه كودك شيرخوار خود را كه از تشنگى مىگريست بر سر دست گرفت و فرمود : اگر بر من رحم نمىكنيد ، بر اين كودك رحم كنيد « ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطّفل » . اين اقتدا به پدرش على « ع » بود كه قرآن بر سر نهاد و ياران سست عنصر خويش را نفرين كرد . « 3 » - علىّ اصغر
هامش
( 1 ) - جودى خراسانى . ( 2 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 102 . ( 3 ) - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 16 .
فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 355 | جواد محدثى